پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۹۴

هر که جان پیش تو فدا نکند

وصل تو سوی او ندا نکند

آفتاب از طریق حسن رود

جز به روی تو اقتدا نکند

هر کجا وصل تو نماید روی

تن که باشد که جان فدا نکند

وعدهٔ داد وصل تو ما را

مدتی رفت و هیچ ما نکند

چشم بیمار تو چه بی‌‌آب است

که به جز خون دل غذا نکند

دست رنجه مکن به کشتن من

کشتن چون منی که را نکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶زلف تو بر عارض تو پای‌بازی می‌کند
  2. شمارهٔ ۹۷باز دل در غم جان می پیچد
  3. شمارهٔ ۹۸هجران تو ای پسر نگوید
  4. شمارهٔ ۹۹دورگشت از من آنکه جانم بود
  5. شمارهٔ ۱۰۰بی تو کارم همی بسر نشود
  6. شمارهٔ ۱۰۱جان من گوئی زتن می بگسلد
  7. شمارهٔ ۱۰۲رخ تو طعنه بر ماه فلک زد
  8. شمارهٔ ۱۰۳یارم چو سخن گوید از لب شکر افشاند
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.