پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۸۸

ابر نوروز زغم روی جهان میشوید

باز هر دلشده دلبر خود میجوید

باد چون طبله عطار بمشک اندودست

هرکجا برگذرد خاک ازو میبوید

بربنا گوش چمن خط بنفشه بدمید

چشم بددور نبینی که چه خوش میروید

گل چو من مدح ملک گفت و دهن پرزر کرد

لاله بنگر بحسد روی بخون میشوید

هر شبی بلبل سرمست بگوید غزلی

تا چومن فردا در پیش ملک میگوید

شاه جانبخش جهانگیر حسام الدین آن

که سوی در گهش اقبال بسر میپوید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰دلبرم بر من تحکم میکند
  2. شمارهٔ ۹۱رو که ز عشق تو جز عنا نفزاید
  3. شمارهٔ ۹۲این مرا در جهان نه بس باشد
  4. شمارهٔ ۹۳هر کس که بعشق تو کمر بندد
  5. شمارهٔ ۹۴هر که جان پیش تو فدا نکند
  6. شمارهٔ ۹۵رفت آن کز لبت مرا می بود
  7. شمارهٔ ۹۶زلف تو بر عارض تو پای‌بازی می‌کند
  8. شمارهٔ ۹۷باز دل در غم جان می پیچد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.