پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۹۰

دلبرم بر من تحکم میکند

عهدنامه هر زمان گم میکند

می نهد هر ساعتی خاری دگر

پس چو گل در لب تبسم میکند

نرگس بی آب او در دلبری

التفاتی خود بمردم میکند

بارخت هرکو کند برمه نگاه

بر لب دریا تیمم میکند

مردم چشمم سیه جامه چراست

گرنه از جورش تظلم میکند

مورچه از غالیه برگل که کرد

آن کند کز مشک کژدم میکند

جز گل و نرگس نبوید زلف او

زنگئی چندین تنعم میکند؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲این مرا در جهان نه بس باشد
  2. شمارهٔ ۹۳هر کس که بعشق تو کمر بندد
  3. شمارهٔ ۹۴هر که جان پیش تو فدا نکند
  4. شمارهٔ ۹۵رفت آن کز لبت مرا می بود
  5. شمارهٔ ۹۶زلف تو بر عارض تو پای‌بازی می‌کند
  6. شمارهٔ ۹۷باز دل در غم جان می پیچد
  7. شمارهٔ ۹۸هجران تو ای پسر نگوید
  8. شمارهٔ ۹۹دورگشت از من آنکه جانم بود
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.