پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۸۵

کارم نه بر مراد دل ریش میرود

روزم همه بکام بد اندیش میرود

با کافران نمیرود اندر دیار روم

آنچ از فراق بر من درویش میرود

دیده نگاه کرد و دل اندر بلا فتاد

دیده پی هلاک دل ریش میرود

دل گشت اسیر حلقه زلفش بحرص وصل

بس سر که در سر طمع خویش میرود

تلخ است پاسخ تو و آنهم زبخت ماست

کزنوش تو سخن همه چون نیش میرود

کج میدهی تو وعده و بالله که خوب نیست

کاندر جهان حدیث کم و بیش میرود

میکن جفا و جور که در گنجد اینهمه

میکن عتاب و نازکت از پیش میرود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷چون رخت مملکت جم نبود
  2. شمارهٔ ۸۸ابر نوروز زغم روی جهان میشوید
  3. شمارهٔ ۸۹مرا با آن لب شیرین شبی گر خلوتی باشد
  4. شمارهٔ ۹۰دلبرم بر من تحکم میکند
  5. شمارهٔ ۹۱رو که ز عشق تو جز عنا نفزاید
  6. شمارهٔ ۹۲این مرا در جهان نه بس باشد
  7. شمارهٔ ۹۳هر کس که بعشق تو کمر بندد
  8. شمارهٔ ۹۴هر که جان پیش تو فدا نکند
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.