پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۸۱

زلف چون از روی یکسو افکند

ماه گردون را بزانو افکند

دانه دل آن لب شیرین بود

دام جان آن چشم جادو افکند

دل بزلفش دادم و انکار کرد

کس دل اندردست هندو افکند؟

بوسه خواهم از و حالی ز لعل

پرده بر روی لولو افکند

آبرا ماند که گر یک دم زنم

صد گره زان دم برابرو افکند

چرخ نتواند کمان او کشید

کار اگر بازور بازو افکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳عشقت آتش در آب داند زد
  2. شمارهٔ ۸۴غمت جز در دل یکتا نگنجد
  3. شمارهٔ ۸۵کارم نه بر مراد دل ریش میرود
  4. شمارهٔ ۸۶جور و جفای تو نیک و بد بسر آید
  5. شمارهٔ ۸۷چون رخت مملکت جم نبود
  6. شمارهٔ ۸۸ابر نوروز زغم روی جهان میشوید
  7. شمارهٔ ۸۹مرا با آن لب شیرین شبی گر خلوتی باشد
  8. شمارهٔ ۹۰دلبرم بر من تحکم میکند
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.