پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۷۹

دلبرم تا ز من نهان باشد

جوی خون بر رخم روان باشد

ور نهان باشد او زمن چه عجب

کوچوجانست و جان نهان باشد

یار بی خوی خوش نکو ناید

ور همه ماه آسمان باشد

وای آندل که پیش او آید

دل چه باشد که بیم جان باشد

گفتم آخر بوصل تو برسم

گفت آری در آن جهان باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱زلف چون از روی یکسو افکند
  2. شمارهٔ ۸۲دل چو دم از دلربائی میزند
  3. شمارهٔ ۸۳عشقت آتش در آب داند زد
  4. شمارهٔ ۸۴غمت جز در دل یکتا نگنجد
  5. شمارهٔ ۸۵کارم نه بر مراد دل ریش میرود
  6. شمارهٔ ۸۶جور و جفای تو نیک و بد بسر آید
  7. شمارهٔ ۸۷چون رخت مملکت جم نبود
  8. شمارهٔ ۸۸ابر نوروز زغم روی جهان میشوید
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.