پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۶۷

دل را همه آن ز دست برخیزد

کانگه که ز پا نشست برخیزد

از هجر تو دل درآمدست از پای

تا خود بکدام دست برخیزد

کس با تو شبی ز پای ننشیند

تا از سر هر چه هست برخیزد

هر روز بقصد جان صد عاشق

آن سنبل گل پرست برخیزد

با آن لب چون میت عجب نبود

چشم تو که نیم مست برخیزد

وصل تو گشاده روی بنشیند

چون دید که دل ببست برخیزد

پنجاه دل افکند بیک ساعت

تیری که ترا ز شست برخیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹باز غم تاختن چنان آورد
  2. شمارهٔ ۷۰وه که دگرباره عشق دست برآورد
  3. شمارهٔ ۷۱آه که امید من بیار نه این بود
  4. شمارهٔ ۷۲خه بنام ایزد آنعارض نیکو نگرید
  5. شمارهٔ ۷۳هر که زان لعل شکر میخواهد
  6. شمارهٔ ۷۴بوئی از بوستان همی آید
  7. شمارهٔ ۷۵هر که او عشق ترا نشناسد
  8. شمارهٔ ۷۶بی‌تو عیشم سخت ناخوش می‌رود
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.