پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۶۹

باز غم تاختن چنان آورد

که دل خسته را بجان آورد

خویشتن در دهان مرگ افکند

هر که نام تو بر زبان آورد

زلفت از حد ببرد جور و جفا

تا مرا باز در فغان آورد

دل برد پای مزد جان خواهد

رسم نوبین که در جهان آورد

آنچه با ما همیکند غم تو

بعبارت نمیتوان آورد

چه کسی با سگم برابر کرد

کاولم لقمه استخوان آورد

از همه خرمی بشستم دست

تا غمت پای در میان آورد

دل چو تو پایمزد کرد بدست

اینهمه درد سر ازآن آورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱آه که امید من بیار نه این بود
  2. شمارهٔ ۷۲خه بنام ایزد آنعارض نیکو نگرید
  3. شمارهٔ ۷۳هر که زان لعل شکر میخواهد
  4. شمارهٔ ۷۴بوئی از بوستان همی آید
  5. شمارهٔ ۷۵هر که او عشق ترا نشناسد
  6. شمارهٔ ۷۶بی‌تو عیشم سخت ناخوش می‌رود
  7. شمارهٔ ۷۷تو گر سرد چندین بگوئی نشاید
  8. شمارهٔ ۷۸تا خط تو رخت بیرون میکشد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.