پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۷۱

آه که امید من بیار نه این بود

لایق آن روی چون نگار نه این بود

هجر نمودست و بارهی نه چنین گفت

جور فزودست و در شمار نه این بود

رفته بر دشمنم قرار گرفتست

با من دل سوخته قرار نه این بود

نوبت آن روزگار رفت که مارا

عشق نه زین دست بود و یار نه این بود

عشق چنین بود و کیسه مان نه چنین بود

یارنه این بود و روزگار نه این بود

از تو خجل مانده ام که بیرخ خوبت

زنده بماندیم و اختیار نه این بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳هر که زان لعل شکر میخواهد
  2. شمارهٔ ۷۴بوئی از بوستان همی آید
  3. شمارهٔ ۷۵هر که او عشق ترا نشناسد
  4. شمارهٔ ۷۶بی‌تو عیشم سخت ناخوش می‌رود
  5. شمارهٔ ۷۷تو گر سرد چندین بگوئی نشاید
  6. شمارهٔ ۷۸تا خط تو رخت بیرون میکشد
  7. شمارهٔ ۷۹دلبرم تا ز من نهان باشد
  8. شمارهٔ ۸۰جز غم او مرا که شاد کند
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.