پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۶۰

نگارم عنبر از مه می‌نماید

ز سنبل شکل خرگه می‌نماید

رخ همچون مه او در شب زلف

دل گم‌گشته را ره می‌نماید

غلام آن رخم کِش خط دمیدست

که اکنون خود یکی ده می‌نماید

به پیش روی تو مَهْ کیست باری

دم طاوس صد مه می‌نماید

گل از تو بو برد پس آورد رنگ

ازینش عمر کوته می‌نماید

خیالت داشت حس العهد آخر

که ما را روی گه‌گه می‌نماید

به جانی یک نگه، لیکن به آن شرط

که جان بستاند آنگه می‌نماید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲روز به آخر رسید و یار نیامد
  2. شمارهٔ ۶۳یاری که رخش ماه و قدش سرو روان بود
  3. شمارهٔ ۶۴چه کنم دوستی یگانه نماند
  4. شمارهٔ ۶۵یاری که بری چو سیم دارد
  5. شمارهٔ ۶۶غمش در دل تنگ ما می‌نشیند
  6. شمارهٔ ۶۷دل را همه آن ز دست برخیزد
  7. شمارهٔ ۶۸جورها کآن شوخ دلبر می‌کند
  8. شمارهٔ ۶۹باز غم تاختن چنان آورد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.