پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۴۹

هر جور که بر عاشق بی‌سیم توان کرد

امروز بتم بر من سرگشته چنان کرد

از بس که ستم کرد به من بر چو مرا دید

شرم آمدش از روی من و روی نهان کرد

گفتم که چنان کن که دلم خون شود از غم

تقصیر نکرد الحق و بشنید و چنان کرد

گفتی که بده شرح که خود با تو چه کرد او

ای دوست چه گویم که نه این کرد و نه آن کرد

گفتا به دلی بوسه، بداد و بستد دل

بنگر که درین بیع که سود و که زیان کرد

گفتم به دلی نیست گران، هم بتوان ساخت

از دل چو بپرداخت سبک قصد به جان کرد

گفتم غم جانم خور و درمان دلم کن

گفتا که چنان گیر چنین نیز توان کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱بهار امسال بس خَوش مینماید
  2. شمارهٔ ۵۲پشتم ز غم فراق خم دارد
  3. شمارهٔ ۵۳نه چون رخ رنگینت گل در چمنی باشد
  4. شمارهٔ ۵۴دل جفا بیش بر نمی تابد
  5. شمارهٔ ۵۵زنجیر چو آنزلف پراکنده نباشد
  6. شمارهٔ ۵۶تماشا می‌کنم از دور هرکسی دلبری دارد
  7. شمارهٔ ۵۷مرا گر چون تو جانانی بباید
  8. شمارهٔ ۵۸دل من زان کسی بیغم نیابد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.