پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۵۴

دل جفا بیش بر نمی تابد

جان غم خویش بر نمیتابد

مکن ایجان و دیده بی نمکی

کاین دل ریش بر نمیتابد

جانطلب میکنی مکن کایننفس

داور از پیش بر نمیتابد

گفتمت بوسه گفتیم جانی

به بیندیش بر نمیتابد

به بیرزد هزارجان لیکن

کار درویش بر نمیتابد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶تماشا می‌کنم از دور هرکسی دلبری دارد
  2. شمارهٔ ۵۷مرا گر چون تو جانانی بباید
  3. شمارهٔ ۵۸دل من زان کسی بیغم نیابد
  4. شمارهٔ ۵۹کسیکه بر همه آفاق دوستاری کرد
  5. شمارهٔ ۶۰نگارم عنبر از مه می‌نماید
  6. شمارهٔ ۶۱از آه دلم قمر بسوزد
  7. شمارهٔ ۶۲روز به آخر رسید و یار نیامد
  8. شمارهٔ ۶۳یاری که رخش ماه و قدش سرو روان بود
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.