پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۴۵

مرا از چون تو یاری میگزیرد

که خود درد منت دامن نگیرد

لب بیجاده رنگت گر شوم کاه

بایزد گر مرا هرگز پذیرد

دلم شمعیست کاندر وصل و هجرت

ببوسی زنده وز بادی بمیرد

نخواهم بردن از خصم تو خواری

کزین معنیم باری میگزیرد

مرا گویند حال دل بدو گوی

چه خوانم قصه چون دروی نگیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷عشق تو تا دست سوی جان نبرد
  2. شمارهٔ ۴۸لعل تو در سخن شکر ریزد
  3. شمارهٔ ۴۹هر جور که بر عاشق بی‌سیم توان کرد
  4. شمارهٔ ۵۰آخر یکی بکوی فلانکس گذر کنید
  5. شمارهٔ ۵۱بهار امسال بس خَوش مینماید
  6. شمارهٔ ۵۲پشتم ز غم فراق خم دارد
  7. شمارهٔ ۵۳نه چون رخ رنگینت گل در چمنی باشد
  8. شمارهٔ ۵۴دل جفا بیش بر نمی تابد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.