پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۵

باز مارا هوس خوش پسری افتادست

بازمان از پی دل دردسری افتادست

کار دل سخت بدافتاد درین بار که او

بکف سخت دل بد جگری افتادست

من نمیدانم کاین مشغله بر من زچه خاست

بیش ازین نیست که ما را نظری افتادست

هان بترس ایدل سرگشته که در آنسرکوی

هر کجا پای نهی تازه سری افتادست

چه خوشست اینکه شکایت کنم از عشق بدو

یعنی این کار مرا با دگری افتادست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷بخوبی هیچکس چون یار ما نیست
  2. شمارهٔ ۸بس آه کم ز عشق تو از آسمان گذشت
  3. شمارهٔ ۹بیش ازین طاقت هجرانم نیست
  4. شمارهٔ ۱۰باز مرا عشق گریبان گرفت
  5. شمارهٔ ۱۱بر من ز عشق دوست بنوعی قیامتست
  6. شمارهٔ ۱۲این دل که به بند زلف دربسته‌ست
  7. شمارهٔ ۱۳عشق تو همچون قضا فرمانرواست
  8. شمارهٔ ۱۴بنام ایزد جهان همچون بهشتست
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.