پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۹

بیش ازین طاقت هجرانم نیست

برگ این دیده گریانم نیست

دل و جان گرچه عزیزند مرا

نیست در خورد چو جانانم نیست

گفتم از تو سخنی وز من جان

گفت امروز سر آنم نیست

جان زمن بردی و برخواهی گشت

غمم اینست و غم جانم نیست

چند ره توبت کردم که دگر

نبرم نام تو درمانم نیست

دل سرکش که نمیسازد هیچ

آه ازیندل که بفرمانم نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱بر من ز عشق دوست بنوعی قیامتست
  2. شمارهٔ ۱۲این دل که به بند زلف دربسته‌ست
  3. شمارهٔ ۱۳عشق تو همچون قضا فرمانرواست
  4. شمارهٔ ۱۴بنام ایزد جهان همچون بهشتست
  5. شمارهٔ ۱۵هر وقت دلدار مرا با من خطابی دیگر است
  6. شمارهٔ ۱۶عشقبازی با چو تو یاری خوشست
  7. شمارهٔ ۱۷یک بار که لعل او سخن گفت
  8. شمارهٔ ۱۸وصل تو چو عمر جاودانه است
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.