پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۱۵

هر وقت دلدار مرا با من خطابی دیگر است

بی جرم با من هر دمش از نو عتابی دیگر است

گفتم به جان منت بنه جان بستدی بوسه بده

در زیر لب می‌گفت زه این از حسابی دیگر است

گفتم به من بگذار جان یا بوسه‌ای ده رایگان

گفتا نه این بینی نه آن این خود جوابی دیگر است

گفتم طریقی ساز پس یک ساعتم فریاد رس

کز هجر تو جان هر نفس در رنج و تابی دیگر است

گفتا که زر باید کهن ور نیست کوته کن سخن

نی نی حدیث زر مکن کان فصل بابی دیگر است

گفتم گذر کن سوی من باز آر آب روی من

کز طعنهٔ بدگوی من دل در عذابی دیگر است

بگشاد ز اشک چون گهر بر روی من روی دگر

یا رب ندانست اینقدر کاین آب آبی دیگر است

گفتی که دل شد نیکخو شد با دگر کس مهرجو

دوشین کجا خفتی بگو کاین خواب خوابی دیگر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷یک بار که لعل او سخن گفت
  2. شمارهٔ ۱۸وصل تو چو عمر جاودانه است
  3. شمارهٔ ۱۹خطت تا بر گل از عنبر نوشته‌ست
  4. شمارهٔ ۲۰دل درد تو در میان جان بستست
  5. شمارهٔ ۲۱جانا غم فراق تو ما را چنان بسوخت
  6. شمارهٔ ۲۲امروز بتم بطبع خود نیست
  7. شمارهٔ ۲۳عشق را با دل من صد رازست
  8. شمارهٔ ۲۴دوش آن صنم ز زانو سر برنمیگرفت
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.