پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۲۳

عشق را با دل من صد رازست

در غم بر دل مسکین بازست

چرخ در کشتن من میکوشد

یار با چرخ درین انبازست

ناز برد از حد و با روی چنین

ناز در گنجد و جای نازست

عشقت ای دوست اگر نه اجلست

گرد جانم ز چه در پروازست

شب زلف تو چه روز افزونست

چشم آهوت چه روبه بازست

صبح و مشگست برخسار و بزلف

لاجرم پرده درو غمازست

گر دلم گرد تو گردد چه عجب

کت سر زلف کمند اندازست

یکدم از من نشود هجر تو دور

یارب این هجر تو چون دمسازست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵امروز چه بودش که ز من روی نهان داشت
  2. شمارهٔ ۲۶چه عجب گر دلت زمن بگرفت
  3. شمارهٔ ۲۷دل وصالت بشکیبائی یافت
  4. شمارهٔ ۲۸عشقت ایدوست مرا همنفسست
  5. شمارهٔ ۲۹وای ای دوست که بیوصل تو عیشم خوش نیست
  6. شمارهٔ ۳۰بی مه روی تو چشمم همچو ابربهمنست
  7. شمارهٔ ۳۱چشمم از گریه دوش ناسودست
  8. شمارهٔ ۳۲رخ خوب تو چشم عقل دردوخت
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.