پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

چه عجب گر دلت زمن بگرفت

که مرا دل زخویشتن بگرفت

شدم از ضعف آنچنان که مرا

باد بربود و پیرهن بگرفت

سخنی با تو خواستم گفتن

گریه خود راه بر سخن بگرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸عشقت ایدوست مرا همنفسست
  2. شمارهٔ ۲۹وای ای دوست که بیوصل تو عیشم خوش نیست
  3. شمارهٔ ۳۰بی مه روی تو چشمم همچو ابربهمنست
  4. شمارهٔ ۳۱چشمم از گریه دوش ناسودست
  5. شمارهٔ ۳۲رخ خوب تو چشم عقل دردوخت
  6. شمارهٔ ۳۳دگرباره با مات بیگانگیست
  7. شمارهٔ ۳۴یکروز اگر زانکه ترا با تو گذارند
  8. شمارهٔ ۳۵بی توام کار بر نمیآید
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.