پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۳۰

بی مه روی تو چشمم همچو ابربهمنست

بی شب زلف تو رازم همچو روز روشنست

نرگست از غالیه صدتیر دارد در کمان

لاجرم گلبرگ تو در زیر مشکین جوشنست

زلف را گو پای بازی بر گل و سوسن مکن

کِت ازین بازیچه خون صد چو من در گردنست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲رخ خوب تو چشم عقل دردوخت
  2. شمارهٔ ۳۳دگرباره با مات بیگانگیست
  3. شمارهٔ ۳۴یکروز اگر زانکه ترا با تو گذارند
  4. شمارهٔ ۳۵بی توام کار بر نمیآید
  5. شمارهٔ ۳۶ترا تا زین جفا دل برنگردد
  6. شمارهٔ ۳۷برم امشب که آن سروسهی بود
  7. شمارهٔ ۳۸چرخ از من قرار من بستد
  8. شمارهٔ ۳۹دلم از دیده برون می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.