پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

چرخ از من قرار من بستد

تا ز دستم نگار من بستد

ماه مشگین عذار من بربود

سروچابک سوار من بستد

خود دلی داشتم من از همه چیز

عشق بی اختیار من بستد

گله کردست ابر از چشمم

که بیک بار کار من بستد

هجر میکرد قصد جانم و چرخ

یار او گشت و یار من بستد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰یار گرد وفا نمیگردد
  2. شمارهٔ ۴۱ترسم که وعده های تو عمرم سرآورد
  3. شمارهٔ ۴۲چون بهشتست جهان می باید
  4. شمارهٔ ۴۳یکروز بکوی ما آخر گذرت افتد
  5. شمارهٔ ۴۴دلم زدرد تو خون شدترا چه غم دارد
  6. شمارهٔ ۴۵مرا از چون تو یاری میگزیرد
  7. شمارهٔ ۴۶هیچ کس را هوش عشق تو درسر نشود
  8. شمارهٔ ۴۷عشق تو تا دست سوی جان نبرد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.