پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۳۳

دگرباره با مات بیگانگیست

مکن کاینچنین ها نه فرزانگیست

توجان خواهی آنگاه بر دست هجر

ندانی که این رسم بیگانگیست

توجان خواه بیزحمت هجر و وصل

میان من و تو سخن خانگیست

من از عشق تو دشمن جان شدم

نه عشقست پس چیست دیوانگیست

بسوگند گفتی که بکشم ترا

مرا کشته گیر این چه مردانگیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵بی توام کار بر نمیآید
  2. شمارهٔ ۳۶ترا تا زین جفا دل برنگردد
  3. شمارهٔ ۳۷برم امشب که آن سروسهی بود
  4. شمارهٔ ۳۸چرخ از من قرار من بستد
  5. شمارهٔ ۳۹دلم از دیده برون می‌آید
  6. شمارهٔ ۴۰یار گرد وفا نمیگردد
  7. شمارهٔ ۴۱ترسم که وعده های تو عمرم سرآورد
  8. شمارهٔ ۴۲چون بهشتست جهان می باید
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.