پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۳۲

رخ خوب تو چشم عقل دردوخت

مرا از جمله خوبان دیده بردوخت

بیک ناوک سر زلف دوتایت

روان و جان و دل در یکدگردوخت

کمان ابروی تو تیر مژگان

چنانم زد که پیکان در جگر دوخت

همه درد سرم زانست کاین عشق

کلاه ما نه بر مقدار سر دوخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴یکروز اگر زانکه ترا با تو گذارند
  2. شمارهٔ ۳۵بی توام کار بر نمیآید
  3. شمارهٔ ۳۶ترا تا زین جفا دل برنگردد
  4. شمارهٔ ۳۷برم امشب که آن سروسهی بود
  5. شمارهٔ ۳۸چرخ از من قرار من بستد
  6. شمارهٔ ۳۹دلم از دیده برون می‌آید
  7. شمارهٔ ۴۰یار گرد وفا نمیگردد
  8. شمارهٔ ۴۱ترسم که وعده های تو عمرم سرآورد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.