پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

دل درد تو در میان جان بستست

جان در طلب تو بر میان بستست

عشق تو ز دست در دلم آتش

زان چشم من آب در جهان بستست

صد چشمه خون گشاده ام بر رخ

بر من در وصل همچنان بستست

تا دست قمر بگرد گلزارت

از مشگ کمر بر ارغوان بستست

دست فلک از کلف نقاب شرم

بر چهره ماه آسمان بستست

ایدوست بترس ازین دم سردم

کاین دولت حسن تو دران بستست

سرسبزی شاخ و سرخی رویش

دریک دم سرد مهرگان بستست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲امروز بتم بطبع خود نیست
  2. شمارهٔ ۲۳عشق را با دل من صد رازست
  3. شمارهٔ ۲۴دوش آن صنم ز زانو سر برنمیگرفت
  4. شمارهٔ ۲۵امروز چه بودش که ز من روی نهان داشت
  5. شمارهٔ ۲۶چه عجب گر دلت زمن بگرفت
  6. شمارهٔ ۲۷دل وصالت بشکیبائی یافت
  7. شمارهٔ ۲۸عشقت ایدوست مرا همنفسست
  8. شمارهٔ ۲۹وای ای دوست که بیوصل تو عیشم خوش نیست
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.