پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

شمارهٔ ۱۴

بنام ایزد جهان همچون بهشتست

که خرم موسم اردیبهشتست

زمین از سبزه گوئی آسمانست

درخت از جامه پنداری فرشتست

بصحرا شو تماشا را سوی باغ

که روز بوستان و وقت کشتست

نه طوطی طرب را بال سستست

نه طاوس چمن را پای زشتست

حریفان همچو نرگس مست خفته

کلاه از زر ولی بالین زخشتست

فتاده مست عاشق در بر گل

قبا آنجا کلاه اینجا بهشتست

بهشت ار نیست جای او مخور غم

بنقد امروز باری در بهشتست

بنفشه در چمن مانند خطیست

که بنده در مدیح شه نبشتست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶عشقبازی با چو تو یاری خوشست
  2. شمارهٔ ۱۷یک بار که لعل او سخن گفت
  3. شمارهٔ ۱۸وصل تو چو عمر جاودانه است
  4. شمارهٔ ۱۹خطت تا بر گل از عنبر نوشته‌ست
  5. شمارهٔ ۲۰دل درد تو در میان جان بستست
  6. شمارهٔ ۲۱جانا غم فراق تو ما را چنان بسوخت
  7. شمارهٔ ۲۲امروز بتم بطبع خود نیست
  8. شمارهٔ ۲۳عشق را با دل من صد رازست
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.