پرش به محتوای اصلی

جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

۱۷۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ بی عارض گلرنگ تو ما خسته خاریم
  2. شمارهٔ ۱۲۲ برداشتیم دل ز امیدی که داشتیم
  3. شمارهٔ ۱۲۳ بی تو چونان زغم هجر تو می بگدازم
  4. شمارهٔ ۱۲۴ آن چیست که من از تو و عشق تو ندیدم
  5. شمارهٔ ۱۲۵ دست در دامن فلان زده‌ایم
  6. شمارهٔ ۱۲۶ خشمت آمد که من ترا گفتم
  7. شمارهٔ ۱۲۷ خود بخود خواستم اینعشق علی الله چکنم
  8. شمارهٔ ۱۲۸ یا ز چشمت جفا بیاموزم
  9. شمارهٔ ۱۲۹ از روی چو خورشیدت هرگه که براندیشم
  10. شمارهٔ ۱۳۰ هر جور که من ز یار می بینم
  11. شمارهٔ ۱۳۱ روز و شب در هجر او غم میخورم
  12. شمارهٔ ۱۳۲ از تو یک بوسه همی درخواهم
  13. شمارهٔ ۱۳۳ تاکی این فریاد از دست دلم
  14. شمارهٔ ۱۳۴ ساعتی از عشق تو بی غم نیم
  15. شمارهٔ ۱۳۵ وای من از دست دل کو نیست در فرمان من
  16. شمارهٔ ۱۳۶ لحظه آن سنبل از گل وا فکن
  17. شمارهٔ ۱۳۷ خون شد زفرقت تو دل مهربان من
  18. شمارهٔ ۱۳۸ برو ای یار دلارام برو
  19. شمارهٔ ۱۳۹ سخن بی غرض از من بشنو
  20. شمارهٔ ۱۴۰ ای زگرد ماه مشگ آویخته
  21. شمارهٔ ۱۴۱ دلم بستان و آنگه عشوه میده
  22. شمارهٔ ۱۴۲ رخ برون از پس نقاب مده
  23. شمارهٔ ۱۴۳ عشق تو و محنتی ز سر تازه
  24. شمارهٔ ۱۴۴ چشم من چون بخت تو ناخفته به
  25. شمارهٔ ۱۴۵ بامدادان بگاه خواب زده
  26. شمارهٔ ۱۴۶ زهی روی تو خار گل نهاده
  27. شمارهٔ ۱۴۷ اگر رخت از جهان بیرون نهی به
  28. شمارهٔ ۱۴۸ زهی زلف تو خم درخم گرفته
  29. شمارهٔ ۱۴۹ چه باشد اگر با همه دوستگاری
  30. شمارهٔ ۱۵۰ توبه که بعد ازین نبرم نام عاشقی
  31. شمارهٔ ۱۵۱ تو چه ترکی تو چه ترکی که به رخ فرّ همایی
  32. شمارهٔ ۱۵۲ گر چو تو ترک در ختن بودی
  33. شمارهٔ ۱۵۳ سر ما نیستت فسانه مگوی
  34. شمارهٔ ۱۵۴ حسنی چو دعا به سر فرازی
  35. شمارهٔ ۱۵۵ دلبرا چشم من از اشک چو دریاچه کنی
  36. شمارهٔ ۱۵۶ این چه رویست بدین زیبائی
  37. شمارهٔ ۱۵۷ عشق بر من بزیان آوردی
  38. شمارهٔ ۱۵۸ دست من اگر همچو دلم تنگ نبودی
  39. شمارهٔ ۱۵۹ ای که در عشق صبر فرمائی
  40. شمارهٔ ۱۶۰ خیزکاندر دلبری بر عهد و پیمان نیستی
  41. شمارهٔ ۱۶۱ دیدی که عاقبت سر آن هم نداشتی
  42. شمارهٔ ۱۶۲ دوش در گلستان سحرگاهی
  43. شمارهٔ ۱۶۳ دلبر اینک رفت ایدل خون گری
  44. شمارهٔ ۱۶۴ آخر چه کرده ام که شکایت همیکنی
  45. شمارهٔ ۱۶۵ زهی بیوفا خود نگویی کجایی
  46. شمارهٔ ۱۶۶ سخت آشفته جمال خودی
  47. شمارهٔ ۱۶۷ مرحبا شادا زهی ای مه درآی
  48. شمارهٔ ۱۶۸ اگر درد دلم را چاره بودی
  49. شمارهٔ ۱۶۹ بیگانه وار یار ز من بگذرد همی
  50. شمارهٔ ۱۷۰ تو ازین سنگدلی کم نکنی
  51. شمارهٔ ۱۷۱ گرخوی بتم نیگ ببودی سره بودی
  52. شمارهٔ ۱۷۲ سر آن داری با ما که بصحرا آیی
  53. شمارهٔ ۱۷۳ آه ار ترا ز درد دل من خبر شدی

متن اشعار به نقل از گنجور.