پرش به محتوای اصلی
بابافغانی

بابافغانی

غزلیات

۵۷۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۲۴۱ میخواره ی مرا لب خندان نگه کنید
  2. شمارهٔ ۲۴۲ غباری کان گل از دامن به وقت رفتن افشاند
  3. شمارهٔ ۲۴۳ از چه مجنون مرغ را بر فرق خود جا کرده بود
  4. شمارهٔ ۲۴۴ می خورده خنده بر من ناشاد می کند
  5. شمارهٔ ۲۴۵ معلم چون به تعلیم خط از دستش قلم گیرد
  6. شمارهٔ ۲۴۶ گل آمد و بی یار نشستن که تواند
  7. شمارهٔ ۲۴۷ بیا که ساقی ما بی نقاب جلوه نمود
  8. شمارهٔ ۲۴۸ بیخودی در عشقبازی باد و رسوایی مباد
  9. شمارهٔ ۲۴۹ لعلت ازمی خنده بر برگ گل سیراب زد
  10. شمارهٔ ۲۵۰ عید شد هر کس مه نو را مبارکباد کرد
  11. شمارهٔ ۲۵۱ دل سوزان من از نکهت نوروز نگشاید
  12. شمارهٔ ۲۵۲ چکند دل که بدوران غمت خون نخورد
  13. شمارهٔ ۲۵۳ در تن سوخته چندان که نفس می‌گنجد
  14. شمارهٔ ۲۵۴ چون از می صبوحی رنگ رخش برآید
  15. شمارهٔ ۲۵۵ دمی که بوی گل از باد نوبهار آید
  16. شمارهٔ ۲۵۶ سر از نیاز من آنسرو سرفراز کشید
  17. شمارهٔ ۲۵۷ هرگز برخت سیر نگاهی نتوان کرد
  18. شمارهٔ ۲۵۸ ما را گلی از باغ تو چیدن نگذارند
  19. شمارهٔ ۲۵۹ جز جور و جفا پیشه ی محبوب نباشد
  20. شمارهٔ ۲۶۰ از توبه ی من دیر مغان بیت حزن شد
  21. شمارهٔ ۲۶۱ کدام عید که حسن تو صد شهید ندارد
  22. شمارهٔ ۲۶۲ چشمم دمی ز دیدن روی تو بس نکرد
  23. شمارهٔ ۲۶۳ آنچه من می کشم از عشق تو مجنون نکشید
  24. شمارهٔ ۲۶۴ دلم روانشد و جان هم ره سفر گیرد
  25. شمارهٔ ۲۶۵ چو رو از جانب صید آن شکارانداز می‌تابد
  26. شمارهٔ ۲۶۶ هر آنچ از صورت و معنی بر اهل راز می تابد
  27. شمارهٔ ۲۶۷ مرا یاد تو هر دم آتشی در دل برافروزد
  28. شمارهٔ ۲۶۸ مرا هر روز بیتو صد غم جانسوز پیش آید
  29. شمارهٔ ۲۶۹ زبان به وصف جمال تو برنمی‌آید
  30. شمارهٔ ۲۷۰ سری که در قدم سرو سرفراز تو باشد
  31. شمارهٔ ۲۷۱ دوش آن پری ز دام رقیبان رمیده بود
  32. شمارهٔ ۲۷۲ تا دیده با رخ تو مقابل نمی شود
  33. شمارهٔ ۲۷۳ هر لحظه ام خیال بسوی دگر برد
  34. شمارهٔ ۲۷۴ ماه من از جامه خواب مهر سر بر می‌کند
  35. شمارهٔ ۲۷۵ خوش آن شبها که سر بر آستان دلستانم بود
  36. شمارهٔ ۲۷۶ بگذشت از غرور و عتابش کسی ندید
  37. شمارهٔ ۲۷۷ یاد تو هیچم از دل پر خون نمی رود
  38. شمارهٔ ۲۷۸ گر می‌روم نزدیک او شوق وصالم می‌کشد
  39. شمارهٔ ۲۷۹ چون گوش بر فسانه ام آن پر بهانه ماند
  40. شمارهٔ ۲۸۰ گر آن خورشید روزی بر سر من سایه اندازد
  41. شمارهٔ ۲۸۱ درون سینه ام این نیم جان کز بهر ماهی بود
  42. شمارهٔ ۲۸۲ دلم بی آن شکر لب ترک عیش خویشتن گیرد
  43. شمارهٔ ۲۸۳ از کعبه عزم دیر برون از طریق بود
  44. شمارهٔ ۲۸۴ ساقی بیا که روز برفتن شتاب کرد
  45. شمارهٔ ۲۸۵ نسوزیم که گل این چراغ می ماند
  46. شمارهٔ ۲۸۶ امروز صفای دلم از سیمتنی بود
  47. شمارهٔ ۲۸۷ خطش چو بنام من از خامه برون آید
  48. شمارهٔ ۲۸۸ شراب خورد و شبیخون بعاشقان آورد
  49. شمارهٔ ۲۸۹ ز می برآمده، آن رنگ آل تا چکند
  50. شمارهٔ ۲۹۰ آن گل از طرف کشت می‌آید
  51. شمارهٔ ۲۹۱ در هر که نیست نشأه درد تو مرده باد
  52. شمارهٔ ۲۹۲ دلم که همره آن مه چو ابر چست شود
  53. شمارهٔ ۲۹۳ تو گر زارم کشی غمخوار جان من که خواهد شد
  54. شمارهٔ ۲۹۴ تا چند بافسون جهان بند توان بود
  55. شمارهٔ ۲۹۵ وقتست ای حریف که می در سبو کنند
  56. شمارهٔ ۲۹۶ خنجر کشید و عربده با اهل حال کرد
  57. شمارهٔ ۲۹۷ تا کی کسی بزهد و لب خشک خو کند
  58. شمارهٔ ۲۹۸ خوبان خراب نرگس مستانهٔ تواَند
  59. شمارهٔ ۲۹۹ التفات چشم آن مشکین‌غزالم می‌کشد
  60. شمارهٔ ۳۰۰ گه به لطفم می‌نوازد گه به نازم می‌کشد

متن اشعار به نقل از گنجور.