پرش به محتوای اصلی
بابافغانی

بابافغانی

غزلیات

۵۷۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۰۱ هر مصور کان جمال و صورت موزون کشد
  2. شمارهٔ ۳۰۲ طبع تو بدخوی بود نرم و حلیم از چه شد
  3. شمارهٔ ۳۰۳ نوروز علم برزد و گل در چمن آمد
  4. شمارهٔ ۳۰۴ گر تلخ شدی سوز تو از سینه کجا شد
  5. شمارهٔ ۳۰۵ چون بدلسوزی من یار زبان تیز کند
  6. شمارهٔ ۳۰۶ هر دل که گرم از آتش پنهان من شود
  7. شمارهٔ ۳۰۷ مه خورشدروی من دمی یک جا نمی‌گنجد
  8. شمارهٔ ۳۰۸ عید است و هرسو جلوه‌گر شوخ دلارای دگر
  9. شمارهٔ ۳۰۹ ای هر قدم بخاک رهت بسملی دگر
  10. شمارهٔ ۳۱۰ ای عارضت به بوسه ز لب دلنوازتر
  11. شمارهٔ ۳۱۱ ای مرا هر ذره با مهر تو پیوندی دگر
  12. شمارهٔ ۳۱۲ از بیم جان گویم که دل دارد دلارایی دگر
  13. شمارهٔ ۳۱۳ خط گرد خال آن لب میگون زیاده تر
  14. شمارهٔ ۳۱۴ باز این دل دیوانه را افتاده سودای دگر
  15. شمارهٔ ۳۱۵ کار ما جز نامرادی نیست دور از وصل یار
  16. شمارهٔ ۳۱۶ ما شسته‌ایم ز آینهٔ دیده گرد غیر
  17. شمارهٔ ۳۱۷ چون بمیخانه رسیدی سخن دور گذار
  18. شمارهٔ ۳۱۸ شب هجرم خوش آمد ناله و فریاد از آن خوش‌تر
  19. شمارهٔ ۳۱۹ شکر خدا که با من بیدل نشست یار
  20. شمارهٔ ۳۲۰ دلا به گوشه ی آن چشم شرمناک نگر
  21. شمارهٔ ۳۲۱ خیز ای ندیم و مجمره ی عود برفروز
  22. شمارهٔ ۳۲۲ هلاک جانم از آن خط دلکشست هنوز
  23. شمارهٔ ۳۲۳ خورشید من امروز به شکل دگری باز
  24. شمارهٔ ۳۲۴ مست آمدی کرشمه‌کنان در قبای ناز
  25. شمارهٔ ۳۲۵ رخ برفروز و خون دلم را روانه ساز
  26. شمارهٔ ۳۲۶ ما گرفتاریم بر ما ناوک بیداد ریز
  27. شمارهٔ ۳۲۷ چون یار شدی مهر و وفا گم نکنی باز
  28. شمارهٔ ۳۲۸ این نخل تازه بین که ندیدست خار کس
  29. شمارهٔ ۳۲۹ دارم از غنچه ی لعل تو خطایی که مپرس
  30. شمارهٔ ۳۳۰ از جان من حکایت جانان من بپرس
  31. شمارهٔ ۳۳۱ زین بحر نیلگون دم آبی ندید کس
  32. شمارهٔ ۳۳۲ آلوده بمی لعل ترا چون نگرد کس
  33. شمارهٔ ۳۳۳ هیچ دولت تا ابد باقی نمی ماند بکس
  34. شمارهٔ ۳۳۴ آتشم در جان و در دل حسرت جامست و بس
  35. شمارهٔ ۳۳۵ به بستر افتم و مردن کنم بهانهٔ خویش
  36. شمارهٔ ۳۳۶ رمید از خواب چشمان عتاب آلوده بینیدش
  37. شمارهٔ ۳۳۷ افزون ز صد قیامت در دل زیار آتش
  38. شمارهٔ ۳۳۸ برغم من بحریفان می شبانه مکش
  39. شمارهٔ ۳۳۹ به غایت تلخ گفتارست در می لعل میگونش
  40. شمارهٔ ۳۴۰ کو مطربی که مست شوم از ترانه اش
  41. شمارهٔ ۳۴۱ یا مرا کامی ده از لعل شراب‌آلود خویش
  42. شمارهٔ ۳۴۲ که فتاد در فراقت که نسوختی تمامش؟
  43. شمارهٔ ۳۴۳ فغان ز بازی اسب و هوای خانه ی زینش
  44. شمارهٔ ۳۴۴ از پی دل مرو و عاشق بی باک مباش
  45. شمارهٔ ۳۴۵ می‌رسد عشق و دل افسرده می‌آرد به جوش
  46. شمارهٔ ۳۴۶ چه ترکیبست یا رب در ته پیراهن اندامش
  47. شمارهٔ ۳۴۷ من نه آنم کز لب لعل تو یابم کام خویش
  48. شمارهٔ ۳۴۸ گر بنگری در آینه روی چو ماه خویش
  49. شمارهٔ ۳۴۹ تا چند دردسر کشم از گفتگوی خویش
  50. شمارهٔ ۳۵۰ فردا که هر غنیم نماید غنیم خویش
  51. شمارهٔ ۳۵۱ سراسر شیوهٔ نازست سرو ناز پروردش
  52. شمارهٔ ۳۵۲ چنان تیزست در خون ریختن مژگان خونریزش
  53. شمارهٔ ۳۵۳ نتوانم که بینم از دورش
  54. شمارهٔ ۳۵۴ با کسان در صلح و با خود دایما در جنگ باش
  55. شمارهٔ ۳۵۵ دل از عیش جهان کندیم و ذوق بادهٔ نابش
  56. شمارهٔ ۳۵۶ ایدل بتلخی شب هجران صبور باش
  57. شمارهٔ ۳۵۷ مردم و خود را زغمهای جهان کردم خلاص
  58. شمارهٔ ۳۵۸ عاشقانرا نه گل و باغ و بهارست غرض
  59. شمارهٔ ۳۵۹ گر من ز شوق یار فرستم بیار خط
  60. شمارهٔ ۳۶۰ ترک یاری کردی از وصل تو یاران را چه حظ

متن اشعار به نقل از گنجور.