پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۹

گر من ز شوق یار فرستم بیار خط

یکحرف ازان ادا نشود در هزار خط

خوش صفحه ییست روی تو یا رب که تا ابد

هرگز بر آن ورق نفشاند غبار خط

ما را بدور حسن تو با نوخطان چکار

تا روی ساده هست نیاید بکار خط

خط گو مباش گرد رخت وه چه حاجتست

مجموعه ی جمال ترا بر کنار خط

زین پیش خط حسن بتان معتبر نبود

در دور عارض تو گرفت اعتبار خط

از خط روزگار مکش سر که عاقبت

بر دفتر حیات کشد روزگار خط

قاصد بغیر، چند بری خط دوست را

یکبار هم بنام فغانی بیار خط

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۱امشب از آهم مشو گرم و مسوزانم چو شمع
  2. شمارهٔ ۳۶۲تا بکی خندیدن و دل گرمی افزودن چو شمع
  3. شمارهٔ ۳۶۳میگدازم دیده تا یکروزه موجودم چو شمع
  4. شمارهٔ ۳۶۴مرا که تیره شد از کثرت گناه چراغ
  5. شمارهٔ ۳۶۵ای فتنه ی جمالت روی چو ماه یوسف
  6. شمارهٔ ۳۶۶خرم شبی که گردد معشوق یار عاشق
  7. شمارهٔ ۳۶۷جانم افگارست و تن بیمار و دل خون از فراق
  8. شمارهٔ ۳۶۸یارم اگر به مهر کشد یا به کین چه باک
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.