پرش به محتوای اصلی
بابافغانی

بابافغانی

غزلیات

۵۷۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ ای سر نامه نام تو عقل گره گشای را
  2. شمارهٔ ۲ ای از لب تو خطبه کلام قدیم را
  3. شمارهٔ ۳ در دل نشانم هر نفس خار تو، در گلزارها
  4. شمارهٔ ۴ به ترانهٔ ندیمان نتوان ربود ما را
  5. شمارهٔ ۵ تازگیی که شد ز می آن رخ همچو لاله را
  6. شمارهٔ ۶ ای تو را بر سرو و گل در جلوه پنهان رازها
  7. شمارهٔ ۷ ای ز ابروی تو هر سو فتنه در محراب‌ها
  8. شمارهٔ ۸ از عمر بسی نماند ما را
  9. شمارهٔ ۹ زهی حیات ابد از لبت حوالهٔ ما
  10. شمارهٔ ۱۰ شکسته شد دل و شاد است جان خستهٔ ما
  11. شمارهٔ ۱۱ دلگیرم از بزم طرب غمخانه‌ای باید مرا
  12. شمارهٔ ۱۲ کار دل از پهلوی دلدار بگشاید مرا
  13. شمارهٔ ۱۳ به هر گلشن که بینم مبتلایی رو نهم آنجا
  14. شمارهٔ ۱۴ که تنگ دوخت عفی الله قبای تنگ تو را 
  15. شمارهٔ ۱۵ شد باز دیده بر رخ نیکوی او مرا
  16. شمارهٔ ۱۶ در این چمن چه گلی باز شد به منزل ما
  17. شمارهٔ ۱۷ منور ساختی ای شمع خوبان محفل ما را
  18. شمارهٔ ۱۸ برون خرام و قدم نه رکاب زرین را
  19. شمارهٔ ۱۹ وای که تلخ شد دوا، بر دل پرگزند ما
  20. شمارهٔ ۲۰ ز بس که داشتی ای گل همیشه خوار مرا
  21. شمارهٔ ۲۱ عشقت مدام خون جگر میدهد مرا
  22. شمارهٔ ۲۲ نظر بغیر نباشد اسیر بند تو را
  23. شمارهٔ ۲۳ به هر سرچشمه کآن آرام جان زد خرگهی آنجا
  24. شمارهٔ ۲۴ عرضه مده به دور گل ساغر لاله‌گون مرا
  25. شمارهٔ ۲۵ نه هوای باغ سازد نه کنار کشت ما را
  26. شمارهٔ ۲۶ چشم از دو جهان دوخت تماشای تو ما را
  27. شمارهٔ ۲۷ صبح است و جلوه داده مستان پیاله‌ها را
  28. شمارهٔ ۲۸ آنم که سر نمیکشم از خنجر بلا
  29. شمارهٔ ۲۹ در طاعت و عشرت به قرار است دل ما
  30. شمارهٔ ۳۰ که برفروخت به می چهر آفتاب مرا
  31. شمارهٔ ۳۱ بسوی من نظر مهر نیست ماه مرا
  32. شمارهٔ ۳۲ ساقیا بیدار گردان چشم خواب‌آلوده را
  33. شمارهٔ ۳۳ آنکه به تیزی زبان نرم کند ادیب را
  34. شمارهٔ ۳۴ بد نمی‌آید هلاک دوستان خوب مرا
  35. شمارهٔ ۳۵ وبال گشت گل باده بر پلاس مرا
  36. شمارهٔ ۳۶ گر به شمشیر جفا پاره کنی سینهٔ ما
  37. شمارهٔ ۳۷ نخواهد گشت خالی ساغر می شادکامان را
  38. شمارهٔ ۳۸ دارد زبون به تیغ زبان طعنه‌گو مرا
  39. شمارهٔ ۳۹ هرگز نظر به کام نیالوده‌ایم ما
  40. شمارهٔ ۴۰ ای بر دلم ز وعدهٔ خام تو داغ‌ها
  41. شمارهٔ ۴۱ چندم خراشی از سخن تلخ سینه را
  42. شمارهٔ ۴۲ مدامت چهره گلگون از شراب لاله‌گون بادا
  43. شمارهٔ ۴۳ بسوز ای شمع خوبان عاشق دیوانهٔ خود را
  44. شمارهٔ ۴۴ خدا را صاف کن با ما دل بی‌کینهٔ خود را
  45. شمارهٔ ۴۵ آه که‌امشب دیده‌ام خوابی که می‌سوزد مرا
  46. شمارهٔ ۴۶ بر دل فزود خال تو داغی دگر مرا
  47. شمارهٔ ۴۷ خراش سینه شد امروز عیش دینهٔ ما
  48. شمارهٔ ۴۸ زهی سرسبزی از سرو بلندت تاج شاهی را
  49. شمارهٔ ۴۹ آزاد تر از بلبل باغست دل ما
  50. شمارهٔ ۵۰ مستانه برون تاخته‌ای توسن کین را
  51. شمارهٔ ۵۱ روزی که تن ز جان شود و جان ز تن جدا
  52. شمارهٔ ۵۲ دلا تا کی هوای گشت باغ و می شود ما را
  53. شمارهٔ ۵۳ خیز و چراغ صبح کن، ماه تمام خویش را
  54. شمارهٔ ۵۴ در مستان زدم تا حال هشیاران شود پیدا
  55. شمارهٔ ۵۵ نشد جز درد و داغ عشق حاصل در سفر ما را
  56. شمارهٔ ۵۶ دگرم ز روی ساقی چه گلی شکفت امشب
  57. شمارهٔ ۵۷ دهی حیات ابد این دم از تو نیست عجب
  58. شمارهٔ ۵۸ من از سوز جگر دارم دل و جان در خطر امشب
  59. شمارهٔ ۵۹ دل از نظارهٔ آن گلعذارم گلشنست امشب
  60. شمارهٔ ۶۰ منم ای شمع دل رفته و جان آمده بر لب

متن اشعار به نقل از گنجور.