فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ ای سر نامه نام تو عقل گره گشای را
- شمارهٔ ۲ ای از لب تو خطبه کلام قدیم را
- شمارهٔ ۳ در دل نشانم هر نفس خار تو، در گلزارها
- شمارهٔ ۴ به ترانهٔ ندیمان نتوان ربود ما را
- شمارهٔ ۵ تازگیی که شد ز می آن رخ همچو لاله را
- شمارهٔ ۶ ای تو را بر سرو و گل در جلوه پنهان رازها
- شمارهٔ ۷ ای ز ابروی تو هر سو فتنه در محرابها
- شمارهٔ ۸ از عمر بسی نماند ما را
- شمارهٔ ۹ زهی حیات ابد از لبت حوالهٔ ما
- شمارهٔ ۱۰ شکسته شد دل و شاد است جان خستهٔ ما
- شمارهٔ ۱۱ دلگیرم از بزم طرب غمخانهای باید مرا
- شمارهٔ ۱۲ کار دل از پهلوی دلدار بگشاید مرا
- شمارهٔ ۱۳ به هر گلشن که بینم مبتلایی رو نهم آنجا
- شمارهٔ ۱۴ که تنگ دوخت عفی الله قبای تنگ تو را
- شمارهٔ ۱۵ شد باز دیده بر رخ نیکوی او مرا
- شمارهٔ ۱۶ در این چمن چه گلی باز شد به منزل ما
- شمارهٔ ۱۷ منور ساختی ای شمع خوبان محفل ما را
- شمارهٔ ۱۸ برون خرام و قدم نه رکاب زرین را
- شمارهٔ ۱۹ وای که تلخ شد دوا، بر دل پرگزند ما
- شمارهٔ ۲۰ ز بس که داشتی ای گل همیشه خوار مرا
- شمارهٔ ۲۱ عشقت مدام خون جگر میدهد مرا
- شمارهٔ ۲۲ نظر بغیر نباشد اسیر بند تو را
- شمارهٔ ۲۳ به هر سرچشمه کآن آرام جان زد خرگهی آنجا
- شمارهٔ ۲۴ عرضه مده به دور گل ساغر لالهگون مرا
- شمارهٔ ۲۵ نه هوای باغ سازد نه کنار کشت ما را
- شمارهٔ ۲۶ چشم از دو جهان دوخت تماشای تو ما را
- شمارهٔ ۲۷ صبح است و جلوه داده مستان پیالهها را
- شمارهٔ ۲۸ آنم که سر نمیکشم از خنجر بلا
- شمارهٔ ۲۹ در طاعت و عشرت به قرار است دل ما
- شمارهٔ ۳۰ که برفروخت به می چهر آفتاب مرا
- شمارهٔ ۳۱ بسوی من نظر مهر نیست ماه مرا
- شمارهٔ ۳۲ ساقیا بیدار گردان چشم خوابآلوده را
- شمارهٔ ۳۳ آنکه به تیزی زبان نرم کند ادیب را
- شمارهٔ ۳۴ بد نمیآید هلاک دوستان خوب مرا
- شمارهٔ ۳۵ وبال گشت گل باده بر پلاس مرا
- شمارهٔ ۳۶ گر به شمشیر جفا پاره کنی سینهٔ ما
- شمارهٔ ۳۷ نخواهد گشت خالی ساغر می شادکامان را
- شمارهٔ ۳۸ دارد زبون به تیغ زبان طعنهگو مرا
- شمارهٔ ۳۹ هرگز نظر به کام نیالودهایم ما
- شمارهٔ ۴۰ ای بر دلم ز وعدهٔ خام تو داغها
- شمارهٔ ۴۱ چندم خراشی از سخن تلخ سینه را
- شمارهٔ ۴۲ مدامت چهره گلگون از شراب لالهگون بادا
- شمارهٔ ۴۳ بسوز ای شمع خوبان عاشق دیوانهٔ خود را
- شمارهٔ ۴۴ خدا را صاف کن با ما دل بیکینهٔ خود را
- شمارهٔ ۴۵ آه کهامشب دیدهام خوابی که میسوزد مرا
- شمارهٔ ۴۶ بر دل فزود خال تو داغی دگر مرا
- شمارهٔ ۴۷ خراش سینه شد امروز عیش دینهٔ ما
- شمارهٔ ۴۸ زهی سرسبزی از سرو بلندت تاج شاهی را
- شمارهٔ ۴۹ آزاد تر از بلبل باغست دل ما
- شمارهٔ ۵۰ مستانه برون تاختهای توسن کین را
- شمارهٔ ۵۱ روزی که تن ز جان شود و جان ز تن جدا
- شمارهٔ ۵۲ دلا تا کی هوای گشت باغ و می شود ما را
- شمارهٔ ۵۳ خیز و چراغ صبح کن، ماه تمام خویش را
- شمارهٔ ۵۴ در مستان زدم تا حال هشیاران شود پیدا
- شمارهٔ ۵۵ نشد جز درد و داغ عشق حاصل در سفر ما را
- شمارهٔ ۵۶ دگرم ز روی ساقی چه گلی شکفت امشب
- شمارهٔ ۵۷ دهی حیات ابد این دم از تو نیست عجب
- شمارهٔ ۵۸ من از سوز جگر دارم دل و جان در خطر امشب
- شمارهٔ ۵۹ دل از نظارهٔ آن گلعذارم گلشنست امشب
- شمارهٔ ۶۰ منم ای شمع دل رفته و جان آمده بر لب
متن اشعار به نقل از گنجور.