پرش به محتوای اصلی
بابافغانی

بابافغانی

غزلیات

۵۷۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ آنم که ببزم کسم آهنگ نبودست
  2. شمارهٔ ۶۲ یار را چون هوس صحبت درویشانست
  3. شمارهٔ ۶۳ بهار و لاله ما بی گل و پیاله گذشت
  4. شمارهٔ ۶۴ گل گل رخت ز دیده ی نمناک من شکفت
  5. شمارهٔ ۶۵ دوش جان زندگی از چشمه ی حیوان تو داشت
  6. شمارهٔ ۶۶ گل خود روی مرا بوی بنی آدم نیست
  7. شمارهٔ ۶۷ باز آن رخ شکفته عرقناک بهر چیست
  8. شمارهٔ ۶۸ هرگز به ازین پسر نبودست
  9. شمارهٔ ۶۹ گواه حال مستی بمکتب چشم پر خوابت
  10. شمارهٔ ۷۰ پیش تو ناز سروسهی جز نیاز چیست
  11. شمارهٔ ۷۱ غریب کوی تو بی ناله ی حزین ننشست
  12. شمارهٔ ۷۲ آنکه از لوح جفا نوک قلم باز گرفت
  13. شمارهٔ ۷۳ خرام سرو تو جان را حیات دمبدمست
  14. شمارهٔ ۷۴ قد تو نهالیست که آتش ثمر اوست
  15. شمارهٔ ۷۵ آبی که بسته اند بدلها دهان تست
  16. شمارهٔ ۷۶ باران و موج آب و می و روز عشرت است
  17. شمارهٔ ۷۷ طبیبم دید و درمانم ندانست
  18. شمارهٔ ۷۸ چشمت ز حال ما چو نظر باز می گرفت
  19. شمارهٔ ۷۹ خوش آن دمید که در دام روزگار نسوخت
  20. شمارهٔ ۸۰ شب دیده ام مشاهده ی آن جمال داشت
  21. شمارهٔ ۸۱ تویی مراد دو عالم، خرد همین دانست
  22. شمارهٔ ۸۲ وقت گلم تمام به آه و فغان گذشت
  23. شمارهٔ ۸۳ باده‌ی صافم خلاص از آب حیوان کرده‌است
  24. شمارهٔ ۸۴ مجنون راه عشقم و دل هادی منست
  25. شمارهٔ ۸۵ بیمار عشق را سر و برگ علاج نیست
  26. شمارهٔ ۸۶ این همه شکل خوش دلکش که در گلزار هست
  27. شمارهٔ ۸۷ آنرا که قدم در رَه صاحبنظرانست
  28. شمارهٔ ۸۸ مستم اگر باده نیست لعل لب یار هست
  29. شمارهٔ ۸۹ گشود چاک گریبان که یاسمین اینست
  30. شمارهٔ ۹۰ از سرمه، نرگست همه رنگ حنا گرفت
  31. شمارهٔ ۹۱ بیمار ترا دیده ی نمناک همانست
  32. شمارهٔ ۹۲ صد شعله ی آه از دل هر گوشه نشین خاست
  33. شمارهٔ ۹۳ خونین جگران را چه غم از ناز و نعیمست
  34. شمارهٔ ۹۴ دیوانه ی ترا هوس گشت باغ نیست
  35. شمارهٔ ۹۵ شبانه می زده یی ماه من چنین پیداست
  36. شمارهٔ ۹۶ بگشا زبان که طبع زبونم گره شدست
  37. شمارهٔ ۹۷ جفای لاله‌رخان راحت و فراغ من است
  38. شمارهٔ ۹۸ شبست و ما همه جویای می ایاغ کجاست
  39. شمارهٔ ۹۹ باز امشبم ز لاله و گل خانه پر شدست
  40. شمارهٔ ۱۰۰ دل ببیداد نهادیم عطای تو کجاست
  41. شمارهٔ ۱۰۱ دور از تو عمر من همه با درد و غم گذشت
  42. شمارهٔ ۱۰۲ شمع من میل منت امروز چون هر روز نیست
  43. شمارهٔ ۱۰۳ دوا خواهم ز تو ادراکم اینست
  44. شمارهٔ ۱۰۴ پیش ما خاطر شاد و دل غمناک یکیست
  45. شمارهٔ ۱۰۵ به رویم می‌شوی خندان و چشمم از تو خونریزست
  46. شمارهٔ ۱۰۶ رویم شکفته از سخن تلخ مردمست
  47. شمارهٔ ۱۰۷ فروغ حسن تو از آه سوزناک منست
  48. شمارهٔ ۱۰۸ آتشکده دلی که درو منزل تو نیست
  49. شمارهٔ ۱۰۹ ای دل بیا که نوبت مستی گذشته است
  50. شمارهٔ ۱۱۰ ترک من جانب صحرا پی نخجیر شدست
  51. شمارهٔ ۱۱۱ تا کی بهانه ات بدل بت پرست ماست
  52. شمارهٔ ۱۱۲ دل بیقرار و دولت دیدار مشکلست
  53. شمارهٔ ۱۱۳ عاشقان را در سر شوریده سودا آتشست
  54. شمارهٔ ۱۱۴ باز نقاش خزان طرح دگرگون زده است
  55. شمارهٔ ۱۱۵ سرو من زلف پریشان بر رخ گلگون شکست
  56. شمارهٔ ۱۱۶ آه کان ابروکمان چشم سیاه از ناز بست
  57. شمارهٔ ۱۱۷ ای آنکه همه سوختنت از پی کامست
  58. شمارهٔ ۱۱۸ آمد سحاب و چهرهٔ گل‌ها ز خواب شست
  59. شمارهٔ ۱۱۹ نیست بیرون و درونم ذره‌ای خالی ز دوست
  60. شمارهٔ ۱۲۰ ما را ز نوبهار گل روی او بس است

متن اشعار به نقل از گنجور.