پرش به محتوای اصلی
بابافغانی

بابافغانی

غزلیات

۵۷۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ دمی که آن گل خندان به قصد خون منست
  2. شمارهٔ ۱۲۲ ماه رخسار تو آیینهٔ مقصود منست
  3. شمارهٔ ۱۲۳ خوبان که ز ملک دلشان چشم خراجست
  4. شمارهٔ ۱۲۴ ما را نه میل باغ و نه پروای بلبلست
  5. شمارهٔ ۱۲۵ عاشقان را دم گرم و نفس سرد بس است
  6. شمارهٔ ۱۲۶ عیدست و نوبهار و چمن سبز و خرّمست
  7. شمارهٔ ۱۲۷ چمن ز سایهٔ سروت چو گلشن ارمست
  8. شمارهٔ ۱۲۸ در دلم سوزی عجب از عشق زیبا دلبریست
  9. شمارهٔ ۱۲۹ چمن شکفت و نسیمی ز هر گلی برخاست
  10. شمارهٔ ۱۳۰ آزاد بلبلی که به دام بلا نسوخت
  11. شمارهٔ ۱۳۱ خود رای من بخلوت رازت پناه چیست
  12. شمارهٔ ۱۳۲ بیگناهم خشم و نازت با من ای خود کام چیست
  13. شمارهٔ ۱۳۳ غمی دارم ازو سودم همینست
  14. شمارهٔ ۱۳۴ آه ازین ناز و دلبری که تراست
  15. شمارهٔ ۱۳۵ دوش آه من سر راهش برسم داد بست
  16. شمارهٔ ۱۳۶ از گلم گل‌ها شکفت و از مزارم لاله خاست
  17. شمارهٔ ۱۳۷ خورشید من که رخش جفا گرم داشتست
  18. شمارهٔ ۱۳۸ باز با مرغ سحر خوان غنچه عهد تازه بست
  19. شمارهٔ ۱۳۹ اگرچه زشت نماید بدوستان ستم دوست
  20. شمارهٔ ۱۴۰ دست اجلم بر دل ماتمزده ره بست
  21. شمارهٔ ۱۴۱ با که گویم اینکه در بیخوابیم شب چون گذشت
  22. شمارهٔ ۱۴۲ هر زمان از عشق پاک آن شوخ با من خوشترست
  23. شمارهٔ ۱۴۳ سبزی آثار خط گرد لب آن ساده بست
  24. شمارهٔ ۱۴۴ دل بیتو چنان سوخت که داغش نتوان یافت
  25. شمارهٔ ۱۴۵ چشمم نظری در رخ آن دل‌گسل انداخت
  26. شمارهٔ ۱۴۶ یار باید که غم یار خورد یار کجاست
  27. شمارهٔ ۱۴۷ روزی که در دلم عشق تو خانه ساخت
  28. شمارهٔ ۱۴۸ باده در جامت مدام از اشک گلگون منست
  29. شمارهٔ ۱۴۹ مست تو بجز ناله ی جانسوز ندانست
  30. شمارهٔ ۱۵۰ بازم چراغ دل بمی ناب روشنست
  31. شمارهٔ ۱۵۱ من بنده ی حسنی که نشانش نتوان یافت
  32. شمارهٔ ۱۵۲ خوبی همین کرشمه و ناز و خرام نیست
  33. شمارهٔ ۱۵۳ در کنج محنت این دل دیوانه خوشترست
  34. شمارهٔ ۱۵۴ دیوانه ام مرا سخن واژگون بسست
  35. شمارهٔ ۱۵۵ مرا به باده نه باغ و بهار شد باعث
  36. شمارهٔ ۱۵۶ دو هفته ییکه حریفی درین سرای سپنج
  37. شمارهٔ ۱۵۷ ای از نظارهٔ تو خجل آفتاب صبح
  38. شمارهٔ ۱۵۸ مرغ دلم به حلقهٔ مویی نهاده رخ
  39. شمارهٔ ۱۵۹ مردم ز عیش گلشن دنیا چه دیده اند
  40. شمارهٔ ۱۶۰ دلم که سوخت سپند مه جمال تو باد
  41. شمارهٔ ۱۶۱ این باد ز طرف چمن کیست که داند
  42. شمارهٔ ۱۶۲ آن پریچهره که دیوانه اش اهل نظرند
  43. شمارهٔ ۱۶۳ هرگز این دست تهی بند نقابی نکشید
  44. شمارهٔ ۱۶۴ خواهم که بوسم آن لب و روهم نمیدهد
  45. شمارهٔ ۱۶۵ گل آمد ساقیا محبوب گل‌رخسار می‌باید
  46. شمارهٔ ۱۶۶ دم به دم در عاشقی دل را زیانی می‌شود
  47. شمارهٔ ۱۶۷ محتسب گر به درِ میکده مانع نشود
  48. شمارهٔ ۱۶۸ چو باشم سر به زانو مانده شب در فکر یار خود
  49. شمارهٔ ۱۶۹ مقیّدان تو از یاد غیر خاموشند
  50. شمارهٔ ۱۷۰ آنی که از تو حرف جفا می توان شنید
  51. شمارهٔ ۱۷۱ فراوشم شود چندان کز او بیداد می‌آید
  52. شمارهٔ ۱۷۲ آنکه بهر دیگران در زلف چین می‌افگند
  53. شمارهٔ ۱۷۳ خزان آمد گریبان را برندی چاک خواهم کرد
  54. شمارهٔ ۱۷۴ بتان شهر که ترکانه باج می طلبند
  55. شمارهٔ ۱۷۵ آه آتشناک من بوی دل مجنون دهد
  56. شمارهٔ ۱۷۶ ترک من چون لاله برگ عیش در صحرا کشید
  57. شمارهٔ ۱۷۷ بازم بسینه عشق و جنون جوش می زند
  58. شمارهٔ ۱۷۸ سیمای توام در دل پر نور نگنجد
  59. شمارهٔ ۱۷۹ چشمم ز گرد آن کف پا یاد می کند
  60. شمارهٔ ۱۸۰ تا رخت را سبزه در گلبرگ تر پنهان بود

متن اشعار به نقل از گنجور.