پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲

ماه رخسار تو آیینهٔ مقصود منست

دانهٔ خال بر او اختر مسعود منست

شب که بی‌لعل تو می می‌کشم از ساغر چشم

جگر پاره کباب نمک‌آلود منست

بس که در آتش سودای تو سوزم همه شب

روزن خانهٔ گردون سیه از دود منست

چند بنشینم و اندیشهٔ بیهوده کنم

مردن از درد غم عشق تو بهبود منست

من که سر در سر سودای غمت باخته‌ام

جان اگر در سر کار تو کنم سود منست

عاشق و رند و نظربازم و بدنام ولی

دیدن روی نکو شیوهٔ محمود منست

نظری سوی فغانی فگن از گوشهٔ چشم

که همین شیوه ز دیدار تو مقصود منست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴ما را نه میل باغ و نه پروای بلبلست
  2. شمارهٔ ۱۲۵عاشقان را دم گرم و نفس سرد بس است
  3. شمارهٔ ۱۲۶عیدست و نوبهار و چمن سبز و خرّمست
  4. شمارهٔ ۱۲۷چمن ز سایهٔ سروت چو گلشن ارمست
  5. شمارهٔ ۱۲۸در دلم سوزی عجب از عشق زیبا دلبریست
  6. شمارهٔ ۱۲۹چمن شکفت و نسیمی ز هر گلی برخاست
  7. شمارهٔ ۱۳۰آزاد بلبلی که به دام بلا نسوخت
  8. شمارهٔ ۱۳۱خود رای من بخلوت رازت پناه چیست
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.