پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۰

آزاد بلبلی که به دام بلا نسوخت

ترک هوس گرفت و ز باد هوا نسوخت

پروانه‌ای که بر سر شمعی به مهر گشت

بیرون نشد ز دایرهٔ شوق تا نسوخت

یک ره دلم در انجمن آتشین‌رخان

نام وفا نبرد که با صد جفا نسوخت

هرگز جدا نشد ز دلم بی‌تو پاره‌ای

کان پاره هم ز داغ جدایی جدا نسوخت

در آب چشم و آتش دل غرق حیرتم

کاین از چه رو نکشت مرا وان چرا نسوخت

در محفلی که چهره برافروخت شمع من

ننشست از کرشمه دمی تا مرا نسوخت

جایی نکرد بی‌تو فغانی خیال عیش

کز آرزوی شمع رخت چند جا نسوخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۲بیگناهم خشم و نازت با من ای خود کام چیست
  2. شمارهٔ ۱۳۳غمی دارم ازو سودم همینست
  3. شمارهٔ ۱۳۴آه ازین ناز و دلبری که تراست
  4. شمارهٔ ۱۳۵دوش آه من سر راهش برسم داد بست
  5. شمارهٔ ۱۳۶از گلم گل‌ها شکفت و از مزارم لاله خاست
  6. شمارهٔ ۱۳۷خورشید من که رخش جفا گرم داشتست
  7. شمارهٔ ۱۳۸باز با مرغ سحر خوان غنچه عهد تازه بست
  8. شمارهٔ ۱۳۹اگرچه زشت نماید بدوستان ستم دوست
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.