پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹

چمن شکفت و نسیمی ز هر گلی برخاست

ز هر نهال گلی بانگ بلبلی برخاست

نسیم صبح، دلاویز و مشگ‌بیز آمد

مگر ز سلسلهٔ جعد کاکلی برخاست

کشیدم از غم زلف تو در چمن آهی

چو پیش شاخ گلی جعد سنبلی برخاست

تو آن رمیده غزالی که هر قدم زین راه

به جستجوی تو صاحب‌توکّلی برخاست

غلام همّت آن عاشق سبک‌سیرم

که از سر دو جهان بی‌تأملی برخاست

به هر چمن که فغانی رسید ناله‌کنان

ز بلبلان چمن شور و غلغلی برخاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۱خود رای من بخلوت رازت پناه چیست
  2. شمارهٔ ۱۳۲بیگناهم خشم و نازت با من ای خود کام چیست
  3. شمارهٔ ۱۳۳غمی دارم ازو سودم همینست
  4. شمارهٔ ۱۳۴آه ازین ناز و دلبری که تراست
  5. شمارهٔ ۱۳۵دوش آه من سر راهش برسم داد بست
  6. شمارهٔ ۱۳۶از گلم گل‌ها شکفت و از مزارم لاله خاست
  7. شمارهٔ ۱۳۷خورشید من که رخش جفا گرم داشتست
  8. شمارهٔ ۱۳۸باز با مرغ سحر خوان غنچه عهد تازه بست
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.