پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۶

از گلم گل‌ها شکفت و از مزارم لاله خاست

کشت امیدم نگر کز اشک همچون ژاله خاست

هر که بشنید آه سردم در دلش پیکان نشست

وانکه دید این جسم چون نالم ز جانش ناله خاست

آنقدر در بزم میخواران نشستی شمع من

کز لب چون انگبینت عاقبت تبخاله خاست

ماه مجلس نیمشب آیینه با من صاف کرد

از دل تنگم بیکدم گرد چندین ساله خاست

مردم از این همدمی یا رب چه هشیارانه رفت

آنکه زین مجلس باول کاسه ی غساله خاست

ساحر بابل چه داند سر ثعبان کلیم

کز سر این بحث مشکل سامری گوساله خاست

یا رب این صید از کجا آمد که چون افتاد پیش

هر طرف صد نیزه بالا گردش از دنباله خاست

نالهٔ جانکاه عاشق رخنه در جان افگند

بس کن این شیون فغانی کز دلم پرکاله خاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸باز با مرغ سحر خوان غنچه عهد تازه بست
  2. شمارهٔ ۱۳۹اگرچه زشت نماید بدوستان ستم دوست
  3. شمارهٔ ۱۴۰دست اجلم بر دل ماتمزده ره بست
  4. شمارهٔ ۱۴۱با که گویم اینکه در بیخوابیم شب چون گذشت
  5. شمارهٔ ۱۴۲هر زمان از عشق پاک آن شوخ با من خوشترست
  6. شمارهٔ ۱۴۳سبزی آثار خط گرد لب آن ساده بست
  7. شمارهٔ ۱۴۴دل بیتو چنان سوخت که داغش نتوان یافت
  8. شمارهٔ ۱۴۵چشمم نظری در رخ آن دل‌گسل انداخت
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.