پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷

چمن ز سایهٔ سروت چو گلشن ارمست

نهال قد ترا آب خضر در قدمست

یکی هزار شد آشوب حسنت از خط سبز

فغان ز خامهٔ صنع این چه شیوهٔ قلمست

خوشم به نقش جمالت که در صحیفهٔ حُسن

مراد از قلم آفرینش این رقمست

به غیر آن رخ چون گل که تا ابد باقیست

نظر به هرچه درین باغ می‌کنم عدمست

به ماه روی تو این آرزو که من دارم

هزار سال اگر بینمت هنوز کمست

به ناز بر مشکن از دعای اهل نیاز

که جلوهٔ گل و سرو از نسیم صبحدمست

به زخم تیر جفا از حریم حرمت تو

برون نرفت فغانی که صید این حرمست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹چمن شکفت و نسیمی ز هر گلی برخاست
  2. شمارهٔ ۱۳۰آزاد بلبلی که به دام بلا نسوخت
  3. شمارهٔ ۱۳۱خود رای من بخلوت رازت پناه چیست
  4. شمارهٔ ۱۳۲بیگناهم خشم و نازت با من ای خود کام چیست
  5. شمارهٔ ۱۳۳غمی دارم ازو سودم همینست
  6. شمارهٔ ۱۳۴آه ازین ناز و دلبری که تراست
  7. شمارهٔ ۱۳۵دوش آه من سر راهش برسم داد بست
  8. شمارهٔ ۱۳۶از گلم گل‌ها شکفت و از مزارم لاله خاست
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.