پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۳

خزان آمد گریبان را برندی چاک خواهم کرد

بمن می ده که پر افشانیی چون تاک خواهم کرد

ورق را تازه گردانید بستان، می بگردانید

که چندین معنی رنگین دگر ادراک خواهم کرد

فروزان گشت روی برگ و خون رز بجوش آمد

سر از می گرم در این بزم آتشناک خواهم کرد

گر آن خورشید رویم این خزان همکاسه خواهد شد

میی همچون شفق در شیشه ی افلاک خواهم کرد

چمن از برگ رنگین گشت چون بتخانه آزر

زمستی سجده یی در هر خس و خاشاک خواهم کرد

بچین ابروی ساقی که تا دارم میی باقی

نظر در چشم مست و غمزه بیباک خواهم کرد

درین میدان که چون برگ خزان مرغ از هوا افتد

سری دارم فدای حلقه ی فتراک خواهم کرد

چو عکس خط ساقی در شراب افتاد دانستم

که حرف عافیت از صفحه ی دل پاک خواهم کرد

بروی تازه رویان در خزانی باده خواهم خورد

حریف سفله را در کاسه ی سر خاک خواهم کرد

فلک پیوسته می گوید که نقد انجم افلاک

نثار میر عادل قاسم پرناک خواهم کرد

فغانی بوسه ی ساقیست تریاک شراب تلخ

دهان تلخ را شیرین بدین تریاک خواهم کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۵آه آتشناک من بوی دل مجنون دهد
  2. شمارهٔ ۱۷۶ترک من چون لاله برگ عیش در صحرا کشید
  3. شمارهٔ ۱۷۷بازم بسینه عشق و جنون جوش می زند
  4. شمارهٔ ۱۷۸سیمای توام در دل پر نور نگنجد
  5. شمارهٔ ۱۷۹چشمم ز گرد آن کف پا یاد می کند
  6. شمارهٔ ۱۸۰تا رخت را سبزه در گلبرگ تر پنهان بود
  7. شمارهٔ ۱۸۱از جور گلرخان دل من خوار و زار شد
  8. شمارهٔ ۱۸۲تو آن گلی که مه آسمان جبین تو بوسد
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.