پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۳

در کنج محنت این دل دیوانه خوشترست

دیوانه را مقام بویرانه خوشترست

این قطره های اشک عقیقی زمان زمان

در دیده ام ز سبحه صد دانه خوشترست

ای پندگو خموش که در گوش جان من

یک ناله ی حزین ز صد افسانه خوشترست

سوزیست گرم شام و سحر شمع را ولی

این سوختن ز جانب پروانه خوشترست

ساقی من اختیار ندارم ز بیخودی

در دست اختیار تو پیمانه خوشترست

شرم و ادب نه شیوه ی شوخی و دلبریست

در نرگس تو شیوه ی مستانه خوشترست

تا کی درون پرده کشیدن شراب عشق

این گیر و دار بر در میخانه خوشترست

دیوانه شد فغانی ورست از کمند عقل

آزادگی بمردم دیوانه خوشترست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۵مرا به باده نه باغ و بهار شد باعث
  2. شمارهٔ ۱۵۶دو هفته ییکه حریفی درین سرای سپنج
  3. شمارهٔ ۱۵۷ای از نظارهٔ تو خجل آفتاب صبح
  4. شمارهٔ ۱۵۸مرغ دلم به حلقهٔ مویی نهاده رخ
  5. شمارهٔ ۱۵۹مردم ز عیش گلشن دنیا چه دیده اند
  6. شمارهٔ ۱۶۰دلم که سوخت سپند مه جمال تو باد
  7. شمارهٔ ۱۶۱این باد ز طرف چمن کیست که داند
  8. شمارهٔ ۱۶۲آن پریچهره که دیوانه اش اهل نظرند
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.