پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۵

گل آمد ساقیا محبوب گل‌رخسار می‌باید

می بی‌غش به دست آمد گل بی‌خار می‌باید

چرا باشند مرغان بهشتی حبس در مکتب

مقام این تَذَروان گوشهٔ گلزار می‌باید

چو نام دوستی بردی بیفشان از وفا تخمی

زبان چرب را شیرینی گفتار می‌باید

خوشست آن وعده کز جانان به مقصودی رسد عاشق

به گفتن راست ناید، کار را کردار می‌باید

نه آسان است کشتن خلق را و ساختن زنده

لب شکرفشان و غمزهٔ خونخوار می‌باید

از اندک می که بنشاند غباری نیست آزاری

بلا اینست کاین جنس نکو بسیار می‌باید

هر آن محنت که در عالم از آن دشوارتر نبود

به یاری می‌توان از پیش بردن یار می‌باید

جمال چهرهٔ معنی ندارد عاشقی چندان

متاعت یوسفست ای دل کنون بازار می‌باید

فغانی خانه ویران ساز تا نامت بقا گیرد

اثر خواهی که ماند در جهان آثار می‌باید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۷محتسب گر به درِ میکده مانع نشود
  2. شمارهٔ ۱۶۸چو باشم سر به زانو مانده شب در فکر یار خود
  3. شمارهٔ ۱۶۹مقیّدان تو از یاد غیر خاموشند
  4. شمارهٔ ۱۷۰آنی که از تو حرف جفا می توان شنید
  5. شمارهٔ ۱۷۱فراوشم شود چندان کز او بیداد می‌آید
  6. شمارهٔ ۱۷۲آنکه بهر دیگران در زلف چین می‌افگند
  7. شمارهٔ ۱۷۳خزان آمد گریبان را برندی چاک خواهم کرد
  8. شمارهٔ ۱۷۴بتان شهر که ترکانه باج می طلبند
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.