پرش به محتوای اصلی
بابافغانی

بابافغانی

غزلیات

۵۷۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ از جور گلرخان دل من خوار و زار شد
  2. شمارهٔ ۱۸۲ تو آن گلی که مه آسمان جبین تو بوسد
  3. شمارهٔ ۱۸۳ گلی که از نفسش مشک ناب بگدازد
  4. شمارهٔ ۱۸۴ مجاوران سر کوی یار سر بخشند
  5. شمارهٔ ۱۸۵ مدام از کشت امیدم خس و خاشاک می‌روید
  6. شمارهٔ ۱۸۶ پیش لبت که مرد که هم از تو جان ندید
  7. شمارهٔ ۱۸۷ احبابرا ادای کلام تو می کشد
  8. شمارهٔ ۱۸۸ از دیده پنهان آن پری گشت و دل من خوش نکرد
  9. شمارهٔ ۱۸۹ خزان رسید و گلستان به آن جمال نماند
  10. شمارهٔ ۱۹۰ دلم ز روز بد خویش ماتمی دارد
  11. شمارهٔ ۱۹۱ روزی فلکم پیش در او نرسانید
  12. شمارهٔ ۱۹۲ امروز اگر می بمن آن لب نرساند
  13. شمارهٔ ۱۹۳ نه قرار دل بر من نه بزلف یار گیرد
  14. شمارهٔ ۱۹۴ رسید آن شمع و از هر جانبی پروانه می‌جوید
  15. شمارهٔ ۱۹۵ چه سازم وه که آن بیباک رو از مرد و زن پوشد
  16. شمارهٔ ۱۹۶ بهر کس گر درآیی خوبی رخسار کی ماند
  17. شمارهٔ ۱۹۷ چه شد که از همه جا بوی درد می آید
  18. شمارهٔ ۱۹۸ صبا برگ گلی سوی من مجنون نیندازد
  19. شمارهٔ ۱۹۹ ماه من از خانه مست شب بهوای که شد
  20. شمارهٔ ۲۰۰ ماتم نشست و کوکبه ی سور شد بلند
  21. شمارهٔ ۲۰۱ رفتی و چشم روشنم از اشک حرمان تیره شد
  22. شمارهٔ ۲۰۲ نوبهار آمد که بوی گل جهان را خوش کند
  23. شمارهٔ ۲۰۳ دلم آه سحر چون با دعا دمساز گردانید
  24. شمارهٔ ۲۰۴ بر اوج حسن چو آن ترک کج کلاه بر آید
  25. شمارهٔ ۲۰۵ ز بی‌رحمی چو آن گل‌پیرهن دور از بر من شد
  26. شمارهٔ ۲۰۶ شبها گذشت و چشم من یک لحظه آرامی ندید
  27. شمارهٔ ۲۰۷ بیا که ساقی ما باده ی طهور دهد
  28. شمارهٔ ۲۰۸ خون خوردنم ز هجر تو از حد برون مباد
  29. شمارهٔ ۲۰۹ حسن تو بچشم ما نگنجد
  30. شمارهٔ ۲۱۰ به مجلسی که تویی می دگر نمی‌گنجد
  31. شمارهٔ ۲۱۱ آمد بهار و دل بمی و جام تازه شد
  32. شمارهٔ ۲۱۲ آن رهروان که رو به در دل نهاده اند
  33. شمارهٔ ۲۱۳ جفا مکن که دگر آن جفا نمی گنجد
  34. شمارهٔ ۲۱۴ با چون منی چرا می چون ارغوان خورند
  35. شمارهٔ ۲۱۵ نظاره ی روی تو بسی خانه سیه کرد
  36. شمارهٔ ۲۱۶ عشق آمد و هوای صف طاعتم نماند
  37. شمارهٔ ۲۱۷ دوشم چراغ دیده به صد نور و تاب بود
  38. شمارهٔ ۲۱۸ منم که دوست مرادم ز تلخ و شور دهد
  39. شمارهٔ ۲۱۹ ستمگران غم اهل نظر نمی دانند
  40. شمارهٔ ۲۲۰ آنان که به اخلاص کلام تو نویسند
  41. شمارهٔ ۲۲۱ ز گلگشت آمدی بنشین که مشک چین فرو ریزد
  42. شمارهٔ ۲۲۲ کیم من تا کس از مَرکب برای من فرود آید؟
  43. شمارهٔ ۲۲۳ گلرخان بر سر خاکم چمنی ساخته‌اند
  44. شمارهٔ ۲۲۴ سحر فغان من آن مَه ز طَرْف بام شنید
  45. شمارهٔ ۲۲۵ سرشک لعل من حاصل گل آزار می‌آرد
  46. شمارهٔ ۲۲۶ کنون که باد خزان فرش لعل فام کشید
  47. شمارهٔ ۲۲۷ تا چند طلب باشد و مطلوب نباشد
  48. شمارهٔ ۲۲۸ دود از دل من باده ی گلرنگ برآورد
  49. شمارهٔ ۲۲۹ به این جادو و شانم تا سر پیوند خواهد بود
  50. شمارهٔ ۲۳۰ ساقی چه بود باده و زین آب چه خیزد
  51. شمارهٔ ۲۳۱ صبحی بمن آن شاخ گل از خواب نخیزد
  52. شمارهٔ ۲۳۲ هوا خوشبوی گشت و مرغ در پرواز می‌آید
  53. شمارهٔ ۲۳۳ افغان که دل به هیچ مقامم نمی کشد
  54. شمارهٔ ۲۳۴ روز گلگشتست و یاران برگ عشرت ساختند
  55. شمارهٔ ۲۳۵ بیا که شاهد گل شمع بوستان گردید
  56. شمارهٔ ۲۳۶ گلرخان از نفس ما اثری یافته اند
  57. شمارهٔ ۲۳۷ خوبی بالتفات وفا کم نمی شود
  58. شمارهٔ ۲۳۸ معاذالله گرت با همدمان رغبت زیاد افتد
  59. شمارهٔ ۲۳۹ دود برآمد ز دلم چون سپند
  60. شمارهٔ ۲۴۰ چه تندی است که سویت نگاه نتوان کرد

متن اشعار به نقل از گنجور.