پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۹

ماه من از خانه مست شب بهوای که شد

ساقی بزم که گشت شمع سرای که شد

دولت دیدار او باز کرا رخ نمود

آینه ی حسن او روی نمای که شد

غمزه پنهانیش آفت جان که گشت

خنده ی زیر لبش باز بلای که شد

عشوه و نازش کرا داد بشوخی فریب

مکر و فسونش دگر مهر و وفای که شد

گرنه بمستان خویش چاک گریبان نمود

جامه ی صد ناتوان چاک برای که شد

بر سر زانوی که مانده سرو خواب کرد

هیکل و بازوی او دست دعای که شد

بر دل سخت که داشت آه فغانی اثر

هر نفس گرم او داغ جفای که شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۱رفتی و چشم روشنم از اشک حرمان تیره شد
  2. شمارهٔ ۲۰۲نوبهار آمد که بوی گل جهان را خوش کند
  3. شمارهٔ ۲۰۳دلم آه سحر چون با دعا دمساز گردانید
  4. شمارهٔ ۲۰۴بر اوج حسن چو آن ترک کج کلاه بر آید
  5. شمارهٔ ۲۰۵ز بی‌رحمی چو آن گل‌پیرهن دور از بر من شد
  6. شمارهٔ ۲۰۶شبها گذشت و چشم من یک لحظه آرامی ندید
  7. شمارهٔ ۲۰۷بیا که ساقی ما باده ی طهور دهد
  8. شمارهٔ ۲۰۸خون خوردنم ز هجر تو از حد برون مباد
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.