پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۲

آن رهروان که رو به در دل نهاده اند

بی رنج راه رخت به منزل نهاده اند

تا می توان شکست دل دوستان مخواه

کاین خانه را به کعبه مقابل نهاده اند

بسم الله ای مسیح که چندین تن عزیز

در شاهراه میکده بسمل نهاده اند

درمانده ی صلاح و فسادیم الحذر

زین رسم ها که مردم عاقل نهاده اند

کمتر طریق دردکشی ترک سر بود

این رسم را به شیوه ی مشکل نهاده اند

از گوشه های میکده جویم صفای وقت

کانجا هزار آینه در گل نهاده اند

غمگین مشو فغانی اگر باده ات نماند

صد جای بیش بهر تو محفل نهاده اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۴با چون منی چرا می چون ارغوان خورند
  2. شمارهٔ ۲۱۵نظاره ی روی تو بسی خانه سیه کرد
  3. شمارهٔ ۲۱۶عشق آمد و هوای صف طاعتم نماند
  4. شمارهٔ ۲۱۷دوشم چراغ دیده به صد نور و تاب بود
  5. شمارهٔ ۲۱۸منم که دوست مرادم ز تلخ و شور دهد
  6. شمارهٔ ۲۱۹ستمگران غم اهل نظر نمی دانند
  7. شمارهٔ ۲۲۰آنان که به اخلاص کلام تو نویسند
  8. شمارهٔ ۲۲۱ز گلگشت آمدی بنشین که مشک چین فرو ریزد
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.