پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۰

آنان که به اخلاص کلام تو نویسند

در اول دفتر همه نام تو نویسند

یا رب چه بلا ماه تمامی که تمامان

بر دل صفت حسن تمام تو نویسند

آنی که ببزم هنر و انجمن فضل

جادو قلمان جمله سلام تو نویسند

بس نقد روان آب شود تشنه لبان را

تا یکدو سخن بر لب جام تو نویسند

چون گفته ی مرغان چمن هست گلوسوز

هر بیت که آن بر در و بام تو نویسند

یوسف صفتان نام تو از غایت تعظیم

در گوشه ی مکتوب غلام تو نویسند

یاقوت لبان بر ورق لاله و نسرین

تعریف خط غالیه فام تو نویسند

بس نکته ی دلجو به زبان قلم آید

عشاق پریشان چو پیام تو نویسند

حاشا که ملایک دیت خون فغانی

در حوصله دانه و دام تو نویسند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۲کیم من تا کس از مَرکب برای من فرود آید؟
  2. شمارهٔ ۲۲۳گلرخان بر سر خاکم چمنی ساخته‌اند
  3. شمارهٔ ۲۲۴سحر فغان من آن مَه ز طَرْف بام شنید
  4. شمارهٔ ۲۲۵سرشک لعل من حاصل گل آزار می‌آرد
  5. شمارهٔ ۲۲۶کنون که باد خزان فرش لعل فام کشید
  6. شمارهٔ ۲۲۷تا چند طلب باشد و مطلوب نباشد
  7. شمارهٔ ۲۲۸دود از دل من باده ی گلرنگ برآورد
  8. شمارهٔ ۲۲۹به این جادو و شانم تا سر پیوند خواهد بود
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.