پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۲

کیم من تا کس از مَرکب برای من فرود آید؟

مرا تشریف بس، گردی که از دامن فرود آید

فدای حلقهٔ فِتراک آن صیاد دلبندم

که بهر صیدِ پیکان خورده از توسن فرود آید

از آن روی عرقناکت رسد از چشم و دل آبی

مثال شبنم صبحی که در گلشن فرود آید

برافروز از چراغِ جام، بهر مهوشان منزل

که خورشید از برای بادهٔ روشن فرود آید

سمند ناز را بر آتش من گرم کن زان رو

که شاهِ وقت، گاهی بر در گلخن فرود آید

به نور جان برافروزم سرای دیده را لیکن

دل سلطان من مشکل درین مسکن فرود آید

چراغ تیره‌سوزِ من چه بنماید در آن مجلس؟

که روزش آفتاب و شب، مه از روزن فرود آید

فغانی جز به صاحب‌دل مخوان درس نظر بازی

چنین معنی کجا در طبع هر کودن فرود آید؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۴سحر فغان من آن مَه ز طَرْف بام شنید
  2. شمارهٔ ۲۲۵سرشک لعل من حاصل گل آزار می‌آرد
  3. شمارهٔ ۲۲۶کنون که باد خزان فرش لعل فام کشید
  4. شمارهٔ ۲۲۷تا چند طلب باشد و مطلوب نباشد
  5. شمارهٔ ۲۲۸دود از دل من باده ی گلرنگ برآورد
  6. شمارهٔ ۲۲۹به این جادو و شانم تا سر پیوند خواهد بود
  7. شمارهٔ ۲۳۰ساقی چه بود باده و زین آب چه خیزد
  8. شمارهٔ ۲۳۱صبحی بمن آن شاخ گل از خواب نخیزد
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.