پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۶

بهر کس گر درآیی خوبی رخسار کی ماند

نهالی کاینچنین باشد گلش بر بار کی ماند

مرا خاریست در دل از تمنای گل رویت

برآور حاجت من در دلم این خار کی ماند

برون آرم ز چنگ میفروشان خرقهٔ تقوی

چنین رختم گرو در خانهٔ خمار کی ماند

تویی در دل چو جان و خون بهم آمیخته با هم

کسی کاین باده در جامش بود هشیار کی ماند

معاذالله بدینسان گر تو فردا در جواب آیی

ملامت رفتگان را بر زبان گفتار کی ماند

نشان دامن پاکست روز افزونی حسنت

وگرنه خوبی ده روزه این مقدار کی ماند

ز حسن بیزوالت ایکه شد خلقی خریدارت

اگر اندک زمانی باشد این بازار کی ماند

خیال شمع رویت گر نباشد در نظر ما را

شب غم روشنی در دیدهٔ بیدار کی ماند

مکن منع فغانی گر بود مست از می وحدت

کسی کاین باده در جامش بود هشیار کی ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۸صبا برگ گلی سوی من مجنون نیندازد
  2. شمارهٔ ۱۹۹ماه من از خانه مست شب بهوای که شد
  3. شمارهٔ ۲۰۰ماتم نشست و کوکبه ی سور شد بلند
  4. شمارهٔ ۲۰۱رفتی و چشم روشنم از اشک حرمان تیره شد
  5. شمارهٔ ۲۰۲نوبهار آمد که بوی گل جهان را خوش کند
  6. شمارهٔ ۲۰۳دلم آه سحر چون با دعا دمساز گردانید
  7. شمارهٔ ۲۰۴بر اوج حسن چو آن ترک کج کلاه بر آید
  8. شمارهٔ ۲۰۵ز بی‌رحمی چو آن گل‌پیرهن دور از بر من شد
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.