پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۰

از سرمه، نرگست همه رنگ حنا گرفت

در آب و گل کلاله شمیم صبا گرفت

در خواب عاشق آمدی و پای نازکت

چندان بدیده سود که رنگ حنا گرفت

بس نخل آرزو که زدم بر زمین دل

تا در دلم نهال وفای تو پا گرفت

اول که باز شد در گنجینه ی دلم

آمد هوای عشق و برای تو جا گرفت

کی بر کبوتر دل ما سر در آورد

بازت که صید کرد هما، تا هوا گرفت

گردم ز آستان تو بردند عاشقان

این خاک بین که مرتبه ی توتیا گرفت

دنبال کرد خیل غمت اهل درد را

من ناتوان تر از همه بودم مرا گرفت

شبها فغانی از اثر عطر دامنت

با آه آتشین ره باد صبا گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲صد شعله ی آه از دل هر گوشه نشین خاست
  2. شمارهٔ ۹۳خونین جگران را چه غم از ناز و نعیمست
  3. شمارهٔ ۹۴دیوانه ی ترا هوس گشت باغ نیست
  4. شمارهٔ ۹۵شبانه می زده یی ماه من چنین پیداست
  5. شمارهٔ ۹۶بگشا زبان که طبع زبونم گره شدست
  6. شمارهٔ ۹۷جفای لاله‌رخان راحت و فراغ من است
  7. شمارهٔ ۹۸شبست و ما همه جویای می ایاغ کجاست
  8. شمارهٔ ۹۹باز امشبم ز لاله و گل خانه پر شدست
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.