پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۳

خونین جگران را چه غم از ناز و نعیمست

عاشق که بود جرعه کش دوست ندیمست

قانون طرب ساز گداییست وگرنه

بس نغمه ی دلسوز که در پرده ی سیمست

بس نقش نو از پرده برون آمد و بس رفت

دل شیفته ی اوست که در پرده مقیمست

خوبی که نهد گوش بگفتار بد آموز

در سلک وفا نیست اگر در یتیمست

بلبل چو گلی دید همان لحظه فرو برد

آشفتگی صاحب بستان ز نسیمست

در قاعده ی بوالهوسان فایده یی نیست

اکسیر سعادت سخن تلخ حکیمست

حسن عمل ما نبود قابل احسان

امید عنایت همه بر خلق کریمست

طاعت نپسندی و شفاعت نپذیری

رحمی که دل یکجهت از غصه دو نیمست

شاهین تو در خون دلم پنجه فرو برد

وین شیفته غافل که به دست چه غنیمست

هرچند بلا بیش قویتر دل درویش

آنراست فغانی الم و ضعف که بیمست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵شبانه می زده یی ماه من چنین پیداست
  2. شمارهٔ ۹۶بگشا زبان که طبع زبونم گره شدست
  3. شمارهٔ ۹۷جفای لاله‌رخان راحت و فراغ من است
  4. شمارهٔ ۹۸شبست و ما همه جویای می ایاغ کجاست
  5. شمارهٔ ۹۹باز امشبم ز لاله و گل خانه پر شدست
  6. شمارهٔ ۱۰۰دل ببیداد نهادیم عطای تو کجاست
  7. شمارهٔ ۱۰۱دور از تو عمر من همه با درد و غم گذشت
  8. شمارهٔ ۱۰۲شمع من میل منت امروز چون هر روز نیست
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.