پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲

وقت گلم تمام به آه و فغان گذشت

چون بگذرد خزان که بهارم چنان گذشت؟

زین انجمن چه دید که بیرون نمی‌رود

دیوانه‌ای که از سر کون و مکان گذشت؟

سهلست اگر کنند ز جامی مضایقه

با دل‌شکسته‌ای که تواند ز جان گذشت

بر باد بودی ار نشدی صرف گل‌رُخان

این عمر بی‌بدل که چو آب روان گذشت

فکر کفن کنید که آن ترک تندخو

تیغی چنان رساند که از استخوان گذشت

گو برفروز چهره و بازار گرم کن

اکنون که عاشق از سر سود و زیان گذشت

فرهاد کار کرد فغانی که از وفا

رسمی چنان نهاد که نتوان ازان گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴مجنون راه عشقم و دل هادی منست
  2. شمارهٔ ۸۵بیمار عشق را سر و برگ علاج نیست
  3. شمارهٔ ۸۶این همه شکل خوش دلکش که در گلزار هست
  4. شمارهٔ ۸۷آنرا که قدم در رَه صاحبنظرانست
  5. شمارهٔ ۸۸مستم اگر باده نیست لعل لب یار هست
  6. شمارهٔ ۸۹گشود چاک گریبان که یاسمین اینست
  7. شمارهٔ ۹۰از سرمه، نرگست همه رنگ حنا گرفت
  8. شمارهٔ ۹۱بیمار ترا دیده ی نمناک همانست
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.