پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰

پیش تو ناز سروسهی جز نیاز چیست

جایی که قامت تو بود سرو ناز چیست

بهر چه دامن از من افتاده می کشی

یا رب چه کرده ام سبب احتراز چیست

تا دل بدام حلقه ی زلف تو بسته ام

دانسته ام که حاصل عمر دراز چیست

در سجده گر نه رو به تو دارد اسیر عشق

تابان ز رویش اینهمه نور نماز چیست

ناز و نیاز عاشق و معشوق چون یکیست

در حیرتم که فایده ی امتیاز چیست

گر صورت جمیل ندارد حقیقتی

چندین فسانه در پی عشق مجاز چیست

تا چند برق آه، فغانی و اشک گرم

کام دلت ازین همه سوز و گداز چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲آنکه از لوح جفا نوک قلم باز گرفت
  2. شمارهٔ ۷۳خرام سرو تو جان را حیات دمبدمست
  3. شمارهٔ ۷۴قد تو نهالیست که آتش ثمر اوست
  4. شمارهٔ ۷۵آبی که بسته اند بدلها دهان تست
  5. شمارهٔ ۷۶باران و موج آب و می و روز عشرت است
  6. شمارهٔ ۷۷طبیبم دید و درمانم ندانست
  7. شمارهٔ ۷۸چشمت ز حال ما چو نظر باز می گرفت
  8. شمارهٔ ۷۹خوش آن دمید که در دام روزگار نسوخت
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.