پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷

فروغ حسن تو از آه سوزناک منست

صفای دامن پاکت ز عشق پاک منست

مبین خرابی حالم که زیر طاق سپهر

هزار تعبیه پنهان در آب و خاک منست

شراب لعل ز دست حریف تلخ سخن

نه آب روح فزا شربت هلاک منست

هزار پیرهن از رشک می شود پاره

که دست او بگریبان چاک چاک منست

جریده ییست فغانی دام ز مهر بتان

برو نوشته سخنهای دردناک منست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹ای دل بیا که نوبت مستی گذشته است
  2. شمارهٔ ۱۱۰ترک من جانب صحرا پی نخجیر شدست
  3. شمارهٔ ۱۱۱تا کی بهانه ات بدل بت پرست ماست
  4. شمارهٔ ۱۱۲دل بیقرار و دولت دیدار مشکلست
  5. شمارهٔ ۱۱۳عاشقان را در سر شوریده سودا آتشست
  6. شمارهٔ ۱۱۴باز نقاش خزان طرح دگرگون زده است
  7. شمارهٔ ۱۱۵سرو من زلف پریشان بر رخ گلگون شکست
  8. شمارهٔ ۱۱۶آه کان ابروکمان چشم سیاه از ناز بست
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.